ائتلاف فرقه گرایان علیه عرب ها

https://rasanah-iiis.org/?p=1087

توسطرضوان السید

آنچه اکنون درشهرهای حلب و موصل می گذرد، همانا حلقه های یک زنجیر است که از تهران تا بغداد و دمشق و بیروت ویمن کشیده شده است. در کل این فرآیند، تهران در نوک سرنیزه قرار دارد که توانست روسیه فدرال را با خود همراه سازد و آمریکا را آگاهانه یا با یک ارزیابی استراتژیک مختلف بی طرف نماید. من امیدوار بودم که شاید آمریکا دارای ارزیابی های استراتژیک متفاوتی باشد، تا این که قانون “جاستا” به تصویب رسید، و من به این باور رسیدم که واشنگتن نیز جزو ائتلاف ضد عربی و ضد اسلام سنی است.

این امر را نمی توان “توطئه”، به معنای متعارفش، نامید. زیرا همه اینها، آشکارا و بدون پرده پوشی انجام می گیرد. پیش از این که به تهران و ویژگی های فرقه گرا و جنگجویانه اش بپردازیم، نگاهی به رویدادهای اخیر، و از آن میان اعلام آتش بس 72 ساعته در جبهه یمن، بیاندازیم. حوثی ها از این امر استقبال کردند، اما این استقبال از هرگونه التزام به متن قطعنامه شماره 2216 سازمان ملل، تهی بود، وهمزمان با آن اعلام کردند که می خواهند حکومت جدایی طلب را – که قبلا در باره اش صحبت کرده بودند – تشکیل دهند! وما فقط از آنان خواستیم تا محاصره شهر تعز را بشکنند یا دست کم، اجازه دهند کمک های انسانی به این شهر مصیبت زده برسد!
رویداد دیگر، آتش بسی است که به طور یک جانبه از سوی روس ها در حلب اعلام شد، اما سازمان ملل اعلام کرد، این کافی نیست و ضمانتی برای ارسال کمک به شرق حلب وجود ندارد. حلب، اکنون در لیست “کوچاندن ساکنان” قرار دارد. اردوغان وقتی می گوید، ترکیه مجبور است نیم میلیون یا یک میلیون پناهنده را بپذیرد، بزرگ نمایی می کند. اما چرا سخن اردوغان را بزرگ نمایی به شمار می آوریم. طی بیش از پنج سال، حدود سیزده میلیون نفر از مردم سوریه کوچ داده شدند که شش میلیون تن از آنان به خارج از سوریه رفتند. از رسانه های گروهی می شنویم که این روزها جنگجویان معظمیه و خانواده هایشان به ادلب کوچ داده می شوند. همین امر در زبدانی، داریا، مضایا، و وعر در شهرستان حمص نیز رخ داد، و نوبت جوبر، یرموک، زاکیه، وخان الشیخ و دیگر شهرها وبخش های مصیبت زده نیز خواهد رسید. به موصل که می رسیم می بینیم سازمان های حقوق بشر از کوچ احتمالی یک میلیون تن از ساکنان این شهر سخن می گویند. آن چه اکنون در موصل رخ می دهد، به سبب شمار فراوان افراد، نگران کننده است، وگرنه شبیه آن طی سال های 2014 – 2105 میلادی (1393-94 شمسی) در “امرلی”، “جرف الصخر”، “تکریت”، “مقدادیه”، “فلوجه”، “رمادی” و صدها روستا وشهرک دیگر رخ داده بود. “حشد شعبی” عراق گفته است اکنون هدف اولیه آنان شهر تلعفر است زیرا می خواهند ترکمن های شیعه آن را آزاد کنند. ناظران بر این باورند که هدف از اشغال تلعفر، تبدیل آن به گذرگاهی برای سپاه پاسداران است تا از طریق آن وارد سوریه شوند. خلاصه بگویم که از سال 2014 میلادی (1393 شمسی) تا کنون رانده شدگان عرب سنی از عراق، حدود سه و نیم میلیون نفر برآورد می شوند که بعد از کوچاندن آنان از موصل و بخش های تابع، ممکن است به پنج ملیون نفر برسند! و به این ترتیب در پایان سال 2016 میلادی (اواخر 1395 شمسی) حدود بیست میلیون عرب سنی از سوریه و عراق کوچانده خواهند شد. به اینها کشتن بیش از یک میلیون تن و نابودی آبادانی ها و تحقیر انسان ها را نیز باید اضافه کرد!
مجددا بگوییم، ایران که رسما در سال 2010- 2011 میلادی (1389-1390 شمسی) بر عراق چیره شد، هیچ کمکی به این کشوری که دارای اکثریت شیعی است در راستای برپا کردن حکومتی درستکار نکرد، بلکه به رشد شبه نظامیان فرقه گرا کمک و در چیرگی بر اموال و ثروت های این کشور مشارکت کرد، و سیاست سرکوب و کوچاندن ساکنان استان های انبار و صلاح الدین و نینوا را پیش گرفت. تا اینکه ساکنان این مناطق به پا خاستند و میان شبه نظامیان ایران و سازمان “داعش” قرار گرفتند. وهنگامی که آمریکایی ها همراه با ائتلاف بین المللی خود به مبارزه با “داعش” پرداختند، هر گونه پیشروی ارتش عراق بر روی زمین به معنای کوچاندن و کشتار بود. این رویدادها چنان آشکارند که نیاز به تشریح ندارند. در سوریه نیز همین رفتارها از شهر حمص و توابع آن آغاز شد که اکنون به دمشق و بخش های تابع آن رسیده است. هنگامی که نیروهای اسد از مطیع کردن و کشتار و کوچاندن به قدر مطلوب ناتوان ماندند، شبه نظامیان ایران وارد سوریه شدند. و برای تکمیل ماموریتی که اسد و شبه نظامیان او و ایرانی ها و شبه نظامیان خود قادر به انجام آن نبودند، روسیه فدرال زیر نظارت آمریکا وارد جنگ شد. آنان از تسلط بر چهار پایتخت عربی سخن گفته اند و اکنون پس از حمص شیعه از حلب شیعه و حومه شیعه دمشق سخن می گویند. پس از این رویدادهای هولناک نباید شک کنیم که هدف، تغییر چهره مشرق عربی به واسطه کوچاندن و کشتار و چیرگی راهبردی است. ما با یک خطر وجودی رو به رو هستیم، زیرا هیچ منطقه ای در امان نیست.

به نقل از: روزنامه الاتحاد (امارات)


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت مرکز تحقیقات ایرانی خلیج عربی هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

رضوان السید
رضوان السید
پژوهشگر و آکادمیسین لبنانی