دلایل چهارگانه ای که مقامات ایرانی را از مذاكرات با آمريكا گریزان می کند

توسطمجید محمدی

علی رغم تقاضای مستقیم و مکرر رئیس جمهور آمريكا دونالد ترامپ از رهبران جمهوری اسلامی برای گفتگو و روی گشاده برای مذاکره، خامنه ای و روحانی و ظریف هر سه به طور هماهنگ گفته اند که حاضر به مذاکره با دولت ترامپ نیستند. مذاکرات رو در روی ترامپ با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی نشان می دهد که او در مذاکره با رهبران کشورها از جمله کشورهایی با حکومت های یاغی جدی است. اما رهبران جمهوری اسلامی در این مقطع با هر گونه مذاکره مخالفت جدی دارند. علی خامنه ای گفته است: “مذاکره با دولت فعلی این کشور سمّ مضاعف است.” (کیهان ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸) حسن روحانی می گوید: “ادعای طرفی که می گوید ما را به میز مذاکره می کشاند، واهی است. ما حاضر نیستیم چنین مذاکره ای را حتی اگر همه قدرت‌های عالم پشت به پشت هم بایستند انجام دهیم.” (۱۸ مه ۲۰۱۹) جواد ظریف هم به صراحت گفته است: “هیچ امکانی برای مذاکره وجود ندارد.” (بی بی سی فارسی 16 مه ۲۰۱۹)
غیر از این، مقامات جناح های مختلف جمهوری اسلامی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا مخالف مذاکره با دولت ترامپ هستند. البته گفتگوهای پشت پرده با برخی کشورها مثل ژاپن و عمان به عنوان واسطه میان دو دولت ایران و امریکا در جریان بوده است. مخالفت با مذاکره‌ رسمی و علنی یکی از موضوعات معدودی است که جناح ها بر سر آن توافق نسبتا کامل دارند. آیا منافع و امنیت ملی ایران چنین اقتضایی دارد یا مسائل و موضوعات دیگری در اینجا دارند نقش بازی می کنند؟

توجیهات نفی مذاکره و نقد آنها
توجیهاتی که مقامات جمهوری اسلامی برای مذاکره ذکر می کنند عبارتند از:
۱) بیحاصلی مذاکره با دولت ترامپ بعد از خروج وی از توافق برجام.
۲) تسلیم خواهی دولت امریکا.
۳) شکست غرور ملی در صورت نشستن بر سر میز مذاکره.
هر سه دلیل را برای پرهیز از هرگونه مذاکره در عالم می توان آورد. در مذاکرات میان کشورها همیشه سوابقی وجود دارد که می توان از آنها برای پرهیز از مذاکره استفاده کرد. ایالات متحده چندین دهه است که با کره شمالی مذاکره می کند و روابط دو کشور فراز و نشیب بسیاری داشته اما این موضوع نمی تواند مانع از مذاکرات جدید باشد. کشورها برای مذاکره ابتدا فهرستی از خواست های خود را عرضه می کنند و هر کارتی که دارند (مثل تحریم یا تهدید) را روی میز می گذارند اما برای رسیدن به توافق معمولا بر سر برخی از آنها مصالحه می کنند (“نرمش قهرمانانه” به قول علی خامنه ای). همچنین مذاکره در هیچ عرفی غیر از عرف جهانگشایی و اقتدارگرایی و جنگ طلبی معنای شکست غرور ملی یا تسلیم ندارد.
رهبران جمهوری اسلامی علی رغم تحریم های نفتی و بانکی و مواد صنعتی که در آینده گسترش نیز خواهند یافت و احتمالا محصولات پتروشیمی را نیز در بر خواهند گرفت می گویند نمی خواهند با دولت ترامپ مذاکره کنند. همین مقامات در دوران اوباما در شرایطی که تحریم های آن دور فشار کمتری وارد می کرد حاضر به مذاکره شدند. در دوران اوباما تحریم های نفتی در اوج خود به حدود یک میلیون بشکه نفت ایران جواز صادر شدن می داد اما در دوران ترامپ این میزان در نیمه ماه مه ۲۰۱۹ به حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز رسید. چرا مقامات جمهوری اسلامی با اهرم هایی که در منطقه در دست دارند (حضور نظامی در سوریه و داشتن همپیمانانی در عراق و یمن و لبنان) و با انبوه مشکلات اقتصادی (تورم بالای ۵۰ درصدی و بیکاری تا ۶۰ درصدی در برخی شهرها) نمی خواهند راهی برای حل مشکلات خود با ایالات متحده از مجرای مذاکره بگشایند؟ این موضوع چهار دلیل دارد:

امید به استیضاح یا شکست ترامپ
تماس های ظریف با جان کری و دایان فاینستاین نشان می دهد که او هم همانند دمکرات‌ها امید دارد که به زودی ترامپ یا استیضاح شود یا در انتخابات ۲۰۲۰ شکست بخورد. در این حال دیگر مذاکره با ترامپ فایده ای و چشم اندازی نخواهد داشت. تیم دیپلماسی ایران به نظر نمی آید که امکان تداوم دولت ترامپ در چهار سال دوم را در نظر گرفته باشد در حالی که وضعیت اقتصادی مناسب در ایالات متحده از نشانه های گویا برای انتخاب مجدد ترامپ است. همچنین خنثی کردن بخشی از اقدامات ترامپ مثل اعلام سپاه به عنوان یک سازمان تروریستی برای دولت دمکرات احتمالی کار بسیار دشواری خواهد بود. حذف سپاه از فهرست سازمان های تروریستی هزینه‌ بالایی دارد. جمهوری اسلامی از ابتدای انتخاب ترامپ برای همراهی با تبلیغات چپ و به امید داشتن آنها در کنار خود (به دلیل احساسات و ایدئولوژی ضد امریکایی و ضد اسرائیلی) همه تخم مرغ‌های دیپلماسی خود را در سبد دمکرات ها گذاشته است.

۱۲ شرط پمپئو
مذاکرات هسته ای با دولت اوباما چشم انداز محدودی داشت (برنامه هسته ای آن) و اگر مصالحه ای هم صورت می گرفت نتایج محدودی برای روابط خارجی و سازمان سرکوب نظام داشت. اما ۱۲ شرط پمپئو نشان می دهند که مذاکره با دولت ترامپ بر سر مجموعه‌ای از مسائل به هم تنیده است که جمهوری اسلامی را مجبور به عقب نشینی های متعددی خواهد کرد. بدیهی است که مقامات جمهوری اسلامی نمی خواهند بسیاری از شیشه های عمر خود را در برنامه هسته ای و موشکی و مداخلات منطقه ای به دست دولت امریکا یا قدرت های اروپایی بدهند.

شعب ابی طالب
علی خامنه ای همیشه به دنبال اقتصاد مقاومتی بوده و از شرایط شعب ابیطالب با ستایش یاد می کرده است. این یعنی انزوای ایران در دنیا. مواضع وی در برابر اروپا، امریکا و همسایگان عرب ودر مقابل، سیاست نگاه به شرق برای کاهش فشارهای دول غربی از این خواسته حکایت می کنند. تداوم تحریم‌ها به خامنه ای و همفکرانش این امکان را می دهد که ایران را هر چه بیشتر منزوی سازند که این امر از تاثیر خارج بر داخل خواهد کاست. به عنوان نمونه در شرایط غیر تحریم ایرانیان می توانستند سالانه در مقیاس بیش از ۹ میلیون نفر به خارج سفر کنند. خامنه اى اصولا با این سفرها مگر برای زیارت مخالف بوده است. تحریم ها و متعاقب آن چهار برابر شدن قیمت ارزهای خارجی در یک دروه‌ یکساله سفر به خارج را برای ایرانیان بسیار دشوار ساخته است.

برخورداری از تحریم ها
کاست حاکم در ایران “کاسب تحریم ها”ست به این معنا که از وجود تحریم ها سود می برد. غیر از امتیازات ساختاری و فساد و سوء استفاده از قدرت، بخشی از منافع شخصی مقامات از این مجرا تامین می شود. در طول حدود یک سالی که از تحریم ها می گذرد حدود ۳۰ میلیارد دلار از کشور خارج شده و ارز صادراتی نیز به میزان ۳۰ میلیارد دلار به کشور بازنگشته است. این ۶۰ میلیارد دلار در دست بخش خصوصی و افراد جدا از دولت نبوده است. بخش خصوصی در ایران چنین ظرفیتی ندارد. این خروج و عدم ورود با توجیه تحریم و تحت شرایط تحریم صورت گرفته است. علت همصدایی جناح های سیاسی نه توافق بر سر منافع ملی بلکه توافق بر سر برخورداری هاست.


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت موسسه بین المللی مطالعات ایران هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مجید محمدی
مجید محمدی
پژوهشگر غیر مقیم در موسسه بین المللی مطالعات ایران