
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که در دوره اول ریاست جمهوری خود برجام را پاره کرد و به فشار حداکثری علیه ایران روی آورد، به محض بازگشت به کاخ سفید به وعده خود مبنی بر احیای سیاست « فشار حداکثری» علیه ایران جامه عمل پوشاند. طرف ایرانی هرچند که از این اقدام ترامپ غافلگیر نشد، اما تلاشهای زیادی به خرج داد تا اداره ترامپ را از روی آوردن به چنین سیاستی بازدارد. از جمله تلاشهای ایران در این راستا می توان به کاهش تنش با اسرائیل و خودداری از پاسخ به حمله 26 اکتبر 2024 اسرائیل، ابراز آمادگی برای مذاکره درباره برنامه هسته ای، انجام رزمایشهای نظامی با هدف نشان دادن توانمندیهای نظامی و رونمایی از سلاح پیشرفته ایرانی اشاره کرد. اما در همین اثنا، دونالد ترامپ در جریان سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به امریکا، یادداشت تشدید تحریمها علیه ایران را امضا کرد. که در پی آن، مقامات دو کشور به تبادل تنشهای لفظی پرداختند. ترامپ اظهار امیدواری کرد که بتواند با ایران به توافقی دست یابد و از گزینه تحریمها زیاد استفاده نکند. او همچنین ایران را میان دو انتخاب کنار گذاشتن برنامه هسته ای و موشکی و یا جنگ قرار داد. در مقابل، ایران که پیش از این تصریح کرده بود که قصدی برای تولید بمب هسته ای ندارد و برای گفتگو درباره برنامه هسته ای ابراز تمایل کرده بود، بعد از بازگشت ترامپ به سیاست فشار حداکثری، رهبر ایران در یک تغییر موضع آشکار، هرگونه مذاکره با آمریکا را بی فایده خواند. و بدین سان، روابط ایران و آمریکا به نقطه تنش و سراسر پرمخاطره بازگشت. لذا، درگیری مجدد نظامی میان ایران و اسرائیل یکی از سناریوهایی است که هرچند تحولات زیادی آن را تقویت می کند، اما برخی محاسبات، احتمال تحقق آن را دور می داند.
این پژوهش احتمالات مربوط به آغاز مجدد درگیریهای نظامی میان ایران و اسرائیل را در سه محور مورد بررسی قرار می دهد. محور اول، به روند و نشانه های درگیریهای نظامی متقابل ایران و اسرائیل بعد از هفتم اکتبر 2023 میلادی نگاهی می اندازد. در محور دوم، به زمینه های احیای سیاست فشارهای حداکثری در سطح بین المللی ، منطقه ای و داخلی مورد بحث قرار می گیرد. در محور سوم، میان عواملی که شانس سناریوی درگیری نظامی را افزایش می دهد با محاسباتی که این سناریو را بعید می داند و یا اینکه زمان وقوع آن را به تأخیر می اندازد، مقایسه ای صورت می گیرد. و در پایان، سناریوهای احتمالی رویارویی نظامی میان ایران و اسرائیل با نگاه آینده نگرانه، در قالب یک جمع بندی ارائه می شود.
نخست: روندها و نشانه های درگیریهای نظامی میان ایران و اسرائیل بعد از زبانه کشیدن شعله های آتش جنگ غزه
درگیریهای نظامی میان ایران و اسرائیل در دهه های گذشته به جنگ نیابتی و عملیات ویژه محدود می شد. یعنی اسرائیل به نبرد با متحدان ایران و عملیات ترور و همچنین عملیات جاسوسی و سایبری اکتفا می کرد. اما بعد از عملیات توفان الاقصی که در هفتم اکتبر 2023 میلادی و به دست جنبش حماس رقم خورد، تنشهای نظامی میان ایران و اسرائیل به سرعت تشدید شد و به سطح درگیری مستقیم میان آنها رسید که معانی و نشانه های زیادی داشت.
یک. روندهای درگیریهای نظامی میان طرفین
بعد از هفتم اکتبر 2023 میلادی، اسرائیل به تشدید تنش نظامی مستقیم علیه ایران دست زد و در اولین گام، در اوایل آوریل 2024 میلادی، در یک حمله موشکی ساختمان کنسولگری سفارت ایران را در دمشق پایتخت سوریه هدف قرار داد که در این حادثه تنی چند از فرماندهان سپاه نیز کشته شدند. ایران این اقدام اسرائیل را تجاوز آشکار خواند و بر اساس حقوق بین الملل، پاسخ به این تجاوز را حق مسلم خود دانست. و اینگونه بود که در روز 13 آوریل با یک حمله موشکی نمادین به اسرائیل پاسخ داد. این حمله بیش از آنکه از لحاظ نظامی اهمیت داشته باشد، پیامهای سیاسی با خود داشت. چرا که این حمله فاقد مهمترین شرایط یک عملیات نظامی و در رأس آنها عنصر غافلگیری بود. زیرا اولا، قبل از آغاز حمله، درباره آن اطلاع رسانی شده بود و ثانیا، در آن حمله از موشکها و پهپادهایی استفاده شده بود که قدرت تخریبی چندانی نداشتند و چندین ساعت طول کشید تا به مقصد برسند. بخش اعظم آنها رهگیری شد و در نهایت هیچگونه خسارت نظامی در اسرائیل بر جای نگذاشت. تنها ویژگی این حمله این بود که بعد از دهه ها جنگ در سایه، برای اولین بار یک جنگ مستقیم و در میدان صورت گرفت. اسرائیل تهدید کرد که به این حمله پاسخ خواهد داد. در روز 19 همان ماه، انفجارهایی در داخل ایران به وقوع پیوست که به اسرائیل نسبت داده شد ولی اسرائیل مسئولیت آن را نپذیرفت. ایران نیز این انفجارها را نمادین توصیف کرد که ارزش پاسخ دادن را هم ندارد.
در سایه تداوم جنگ در غزه و عدم دستیابی به توافقی برای پایان آن، اسرائیل در یک اقدام جنگ افروزانه، در روز 31 جولای، اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس که برای شرکت در مراسم تحلیف رئیس جمهور پزشکیان در تهران به سر می برد، را ترور کرد. ایران این اقدام را یک تشدید تنش تازه خواند که باید به آن پاسخ دهد اما عملا دست به هیچگونه حمله ای نزد؛ تا اینکه اسرائیل در 27 سپتامبر سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان و عباس نیلفروشان فرمانده رده بالای سپاه پاسداران را ترور کرد. این ضربه کاری، ایران را به پاسخ واداشت. و اینگونه بود که ایران در انتقام به ترور این سه شخصیت برجسته، دست به حمله دیگری زد که از لحاظ عنصر غافلگیری، نوع جنگ افزارهای مورد استفاده و همچنین خسارتهای نظامی و مالی که برجای گذاشت، با حمله اول متفاوت و از آن قدرتمندتر بود. اسرائیل نیز در پاسخ به حمله اول اکتبر ایران، در آخر ماه اکتبر به مواضعی در داخل ایران حمله کرد که هرچند نسبت به ماه آوریل، قوی تر بود و چندین تأسیسات نظامی را هدف قرار داد، اما در سطحی که وعده داده بود، نبود.
ایران اعلام کرد که قطعا به این اقدام اسرائیل پاسخ خواهد داد. نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد این حمله را « یک اقدام تجاوزکارانه به تأسیسات نظامی ایران» خواند و آن را به شدت محکوم کرد و تأکید کرد که ایران از هیچ اقدامی در دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خود دریغ نمی کند»([1]). رهبران نظام ایران در اظهارات خود به نحوه پاسخ به این حمله اسرائیل پرداختند و در مقابل، مقامات اسرائیل نیز تهدید کردند که به هرگونه حمله ای پاسخ خواهند داد. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل گفت که «هرگونه حمله سوم ایران به اسرائیل، به سادگی به فلج شدن اقتصاد ایران منجر خواهد شد». او همچنین ادعا کرد که حمله موشکی ایران در ماه اکتبر، 2.3 میلیارد دلار برای تهران هزینه در برداشته است([2]) و افزود: « هرگونه حمله احتمالی دیگر، میلیاردها دلار دیگر برایتان هزینه خواهد داشت». ژنرال هرتسی هالیوی رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل نیز هشدار داد اگر ایران حمله تازه ای به اسرائیل انجام دهد، اسرائیل نیز با جنگ افزارهایی به ایران حمله خواهد کرد که در این حمله از آنها استفاده نکردیم و مواضع و تأسیساتی را به شدت هدف قرار خواهد داد که در این مرحله از حمله به آنها پرهیز کردیم». او افزود اسرائیل به این دلیل از حمله به کارخانه های تولید موشک و دیگر تأسیسات مهم ایران خودداری کرده است که احتمالا « ما مجبور شویم در دفعه بعدی به آن اهداف حمله کنیم»([3]). درگیری نظامی مستقیم میان طرفین در همین حد باقی ماند. و هر دو طرف تأکید کردند که به اهداف مورد نظر خود رسیدند. البته ایران حق پاسخگویی به آخرین حمله اسرائیل را همچنان برای خود محفوظ دانست. و اسرائیل نیز تهدید کرد که هرگونه حمله جدیدی را بی پاسخ نخواهد گذاشت.
دو. ابعاد حملات متقابل ایران و اسرائیل
درگیریهای مستقیم نظامی میان اسرائیل و ایران ابعاد و پیامهای مهمی را دربرداشت که در این مجال خلاصه وار به مهمترین آنها می پردازیم:
درگیریهای مستقیم نظامی هرچند از سطح قواعد متعارف درگیری چندین دهه میان طرفین فراتر رفت و آن را متزلزل کرد، اما در سطحی متوقف شد که نتوانست قواعد متعارف درگیری را به طور کلی تغییر دهد. پس از دور اول و دوم درگیریها، طرفین دریافتند که تشدید بیش از حد تنش نظامی می تواند خطرات جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد. تل آویو نیک می داند که یک جنگ تمام عیار با ایران چه پیامدها و خسارتهای هنگفتی می تواند برجای گذارد. و تهران نیز نگران است که مبادا درگیری با اسرائیل پای آمریکا را به این جنگ باز کند و ایران هدف حملات گسترده آمریکا قرار گیرد. در نتیجه، هر دو طرف به قواعد معمول درگیری بازگشتند. یعنی اسرائیل به ادامه جنگ در غزه و انجام حملاتی در لبنان پرداخت و ایران نیز به حمایتهای سیاسی و کمکهای مالی و نظامی از گروه مقاومت اکتفا کرد و حتی از راهبرد پیشین خود مبنی بر وحدت جبهات جنگ نیز عقب نشینی کرد. و به نظر می رسد که مهمترین هدف هر دو طرف همانا تحقق اهداف «بازدارندگی» بود و این امر گویای این واقعیت است که هر دو طرف تمایل دارند به قواعد معمول درگیری بازگردند.
با نگاهی به تایم لاین درگیریهای مستقیم نظامی می بینیم که این فاز از درگیریهای مستقیم میان طرفین با جنگ افروزی اسرائیل آغاز شد و با پاسخ ایران ادامه یافت. در این مرحله، هر دو طرف به حملات محدودی اکتفا کردند. حمله 26 اکتبر اسرائیل مانند حمله اول ایران – که در اول آوریل انجام شد- بسیار محدود بود و بیشتر حامل پیامهای سیاسی بود تا تأثیر نظامی. برخی گزارشهای مطبوعاتی حکایت از آن دارد که اسرائیل پیش از انجام این حمله، ایرانیها را در مورد زمان و اهداف کلی این حمله آگاه ساخته بود([4]). علاوه بر آن، چندین سند محرمانه آمریکا درباره این حمله نیز به بیرون درز کرد([5]). در مقابل، تهران نیز این حمله را بسیار ناچیز شمرد و گفت که سامانه پدافندی در دفع حملات موفق عمل کرده است اما تأکید کرد که پاسخی درخور به آن داده خواهد شد. و این دقیقا شبیه واکنش اسرائیل در برابر حمله اول ایران بود. با نگاهی به روند درگیری می بینیم که پاسخ محدود اسرائیل آغازی برای کاهش تنش بود و سبب شد که تهران نیز به تهدید لفظی مبنی بر اینکه پاسخ به این حمله را حق خود می داند اکتفا کند. و اینگونه بود که جدایی میان جبهات درگیری آغاز شد.
این دو نوبت حملات نظامی متقابل، بازتابها و ارزیابی های متفاوتی را به دنبال داشت. طرفین با اظهارات متناقضی که داشتند، سعی کردند در مورد حملات خود بزرگنمایی و حملات طرف مقابل را کوچک انگاری کنند. در دور اول حملات که در ماه آوریل صورت گرفت، ایران تلاش کرد حملات خود را بزرگ جلوه دهد. این در حالیست که اسرائیل این حملات را بسیار کم اهمیت خواند که توانسته همه آنها را رهگیری کند. اندکی بعد که اسرائیل به داخل ایران حمله ای انجام داد، ایران آن را ناچیز شمرد که هیچ خسارتی به دنبال نداشته است و اسرائیل نیز رسما مسئولیت آن را بر عهده نگرفت. اما در دور دوم حملات ایران که در دوم اکتبر انجام شد، اسرائیل ابتدا آن را کوچک انگاری کرد و وعده پاسخ کوبنده داد. اما بعدها برای توجیه پاسخ کوبنده خود، در مورد حملات ایران بزرگ نمایی کرد و یا به عبارتی به حجم واقعی حملات ایران اعتراف کرد. ایران نیز تأکید کرد که عملیات وعده صادق دو، در مقایسه با وعده صادق یک، موفق بوده است. اما در مورد پاسخ اسرائیل که در 26 اکتبر صورت گرفت، نظرات اپوزیسیون و افکار عمومی اسرائیل، ارزیابی های ایران از این حمله را تأیید می کرد. و در کل، در مورد شکست این حمله اسرائیل یک نوع اجماع وجود داشت اما هر طرف، تفسیرهای متفاوتی از آن داشتند. ایرانیها، شکست و فشل بودن این حمله اسرائیل را ناشی از قدرت ایران و ترس اسرائیل دانستند. این در حالیست که اسرائیلی ها اداره آمریکا را مقصر دانستند که با فشار بر اسرائیل مانع از آن شده است که تل آویو به بخشهای راهبردی ایران مانند مراکز هسته ای و نفتی ایران حمله گسترده و ویرانگری ترتیب دهد. اپوزیسیون اسرائیل این حمله را کوچک می دانستند اما ایرانیها ادعا می کردند که پدافند آنها قدرتمند بوده و توانسته این حمله را دفع کند([6]). اما درباره ارزیابی مقامات رسمی طرفین از این حمله باید گفت که علی خامنه ای رهبر ایران درباره این حمله گفت: « نباید درباره شرارتهای دو شب قبل رژیم اسرائیل بزرگنمایی کرد و نباید درباره آن کوچک انگاری کرد». در مقابل، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل گفت: « اسرائیل در این عملیات، ضربات سختی بر توان دفاعی و تولید موشکی ایران وارد کرد». او افزود: « حمله به ایران، یک حمله دقیق و کاری بود و تمامی اهداف خود را محقق ساخت»([7]).
هرچند که ارائه یک ارزیابی دقیق از حملات نظامی متقابل میان ایران واسرائیل کار چندان آسانی نیست، اما باید گفت که علی رغم پروپاگاندای هر دوطرف، این حملات در ابعاد محدودی صورت گرفت. و در هر دو حالت، میان اظهار نظرهای رسمی و حملاتی که صورت گرفت -مخصوصا در دور دوم حملات- تفاوت معناداری وجود داشت. از یک سو، هرچند که حسن نصر الله در پروژه منطقه ای ایران جایگاه بسیار مهمی داشت اما حمله ای که در انتقام او انجام شد، چندان بزرگ نبود. از سویی دیگر، حمله اسرائیل نیز در آن سطحی که نخست وزیر اسرائیل وعده داده بود مبنی بر اینکه این حمله تحول بزرگی را به دنبال خواهد داشت، نبود. چرا که حمله اسرائیل از لحاظ کمیت و کیفیت به مراکز راهبردی مانند تأسیسات هسته ای و نفتی، صورت نگرفت. گفتنی است که اسرائیل همواره تهدید کرده است که به این مراکز حمله خواهد کرد و قطعا حمله به این مراکز بازتابهای گسترده داخلی، منطقه ای و بین المللی خواهد داشت.
در این میان، نمی توان نقش آمریکا در کنترل ضرب آهنگ و شدت حملات نظامی میان ایران و اسرائیل را نادیده گرفت. در دور اول حملات، واشنگتن اعلام کرد که در حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری سفارت ایران در دمشق هیچ نقشی نداشته و حتی نسبت به آن نیز بی اطلاع بوده است. واشنگتن که می دانست تهران در برابر حمله به مرکز دیپلماتیک خود چه موضعی خواهد گرفت، به تهران هشدار داد که در هر گونه حمله متقابل، هیچگونه تعرضی به منافع آمریکا نداشته باشد. همچنین، واشنگتن به دولت اسرائیل اطمینان داد که از اسرائیل در دفاع از خود، حمایت خواهد کرد و در عین حال، جنگ افزارهای نظامی بیشتری به منطقه اعزام کرد و از تهران نیز خواست که از تشدید تنشها دست بردارد. در مقابل، تهران نیز قبل از اقدام به حمله انتقامی، به واشنگتن اطلاع داد که به یک حمله حساب شده اکتفا خواهد کرد. در نتیجه، واشنگتن که در رهیگری حملات ایران با تل آویو همکاری کرد، تلاش نمود تا اسرائیل را از پاسخ به حمله ایران بازدارد. این تلاشها در کاهش تنش بسیار مؤثر بود و اسرائیل نیز به حمله محدودی اکتفا کرد که حتی مسئولیت آن را نیز به عهده نگرفت. بعد از ترور اسماعیل هنیه رهبر جنبش حماس در تهران، ناو هواپیمابر « آبراهام لینکولن» به شرق دریای مدیترانه اعزام شد و این یک پیام بازدارنده برای ایران بود تا از ادامه زنجیره پاسخها پرهیز کند و تلاشهایی نیز برای پایان دادن به جنگ غزه انجام شد تا بلکه ایران را از پاسخ به حمله اسرائیل بازدارد. اما ترور حسن نصر الله ایران را مجبور به حمله انتقامی کرد و ایالات متحده که دریافته بود ایران عزم خود را برای حمله به اسرائیل جزم کرده است، دیگر برای بازداشتن ایران از حمله به اسرائیل به تهدیدی متوسل نشد ولی به اسرائیل در رهگیری حملات کمک کرد و حملات ایران را ناکارآمد توصیف کرد. و در گام بعدی، به اسرائیل فشار آورد که در حمله متقابل به ایران پا را از حد فراتر نگذارد. و زمانی که ایران تهدید کرد که در پاسخ به حمله اخیر اسرائیل، عملیات وعده صادق 3 را اجرا خواهد کرد، واشنگتن به تهران هشدار داد که اگر چنانچه دست به چنین اقدامی بزند، دیگر ایالات متحده نمی تواند جلوی اسرائیل را بگیرد([8]). و اینگونه بود که این دو بازیگر منطقه ای یعنی ایران وا سرائیل برای اینکه از خطوط قرمز آمریکا عبور نکنند، دست به رفتارهای حساب شده ای زدند([9]).
دوم: زمينه هاى بازگشت فشارهای حداکثری
فشارهای حداکثری علیه ایران در حالی صورت می گیرد که جهان با شرایط پیچیده ای دست به گریبان است. این شرایط بیشتر ناشی از بازگشت ترامپ به کاخ سفید و بازتابهای جهانی تصمیمات اوست. تحولات منطقه ای با عملیات طوفان الاقصی در هفتم اکتبر 2023 میلادی آغاز شد و به دنبال آن، حمله اسرائیل به نوار غزه، یمن، لبنان و ایران پیامدهای زیادی به دنبال داشته است و اکنون در سایه ابهام در نتیجه گفتگوهای آتش بس، پیشنهاد رئیس جمهور آمریکا درباره آینده نوار غزه که شرایط منطقه خاورمیانه را پیچیده تر ساخته است، هر نوع احتمالی را می توان در نظر گرفت. به ویژه اینکه بازتاب سیاستهای ترامپ در مورد ایران خیلی زود خود را نشان داد و به پیچیدگی شرایط داخلی ایران دامن زد.
اوضاع جهانی
رابطه ایالات متحده با متحدان و رقبای بین المللی خود مخصوصا با کشورهای اتحادیه اروپا و روسیه و چین، مهمترین تحولات جهانی به شمار می رود که در این زمینه به مطالبی اشاره می کنیم:
دونالد ترامپ به محض اینکه بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا تکیه زد، چندین جبهه همزمان را گشود و پیش از آنکه به رقبا بپردازد، به سراغ متحدان خود رفت. فشارها بر کانادا و مکزیک را آغاز کرد و از دانمارک خواست تا جزیره گرینلند را بفروشد. سپس وعده داد که بر کشورهای اتحادیه اروپا تعرفه گمرکی وضع خواهد کرد. این اقدامات، متحدان ایالات متحده را بر آن می دارد تا برای محافظت از منافع خود، دست به اقدامات متقابلی بزنند و این امر می تواند رابطه آمریکا با متحدانش را خدشه دار کند.
دونالد ترامپ با گفتگوی تلفنی با ولادیمر پوتین نخستین گام برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین را برداشت. به دنبال آن، وزرای خارجه دو کشور در پادشاهی عربستان سعودی دیدار کردند تا مقدمه نشست دو رهبر در ریاض را فراهم سازند. اما در سایه پیچیدگیهای مسأله جنگ اوکراین، در خصوص دستیابی طرفین روسی و اوکراینی به توافقی برای پایان درگیری چشم انداز روشنی وجود ندارد. از سویی دیگر، ترامپ نیمی از معادن کمیاب اوکراین را مطالبه می کند و در مقابل، کی یف نیز از آمریکا تضمینهای امنیتی می خواهد. صرف نظر از نتایج این تحولات، چارچوب کلی گویای آن است که روابط روسیه و آمریکا در کوتاه مدت و میان مدت به سوی تنش زدایی در حرکت است.
رویارویی ایالات متحده با چین نیز بسیار زود آغاز شد. اداره ترامپ بر تمامی کالاهای وارداتی از چین، تعرفه 10 درصدی وضع کرد. در مقابل، چین نیز تصمیم گرفت بر واردات زغال سنگ و گاز طبیعی از آمریکا، تعرفه 15 درصدی و بر نفت خام، ابزار آلات کشاورزی، خودروهای حجم موتور بالا و وانت بارهای سنگین، تعرفه 10 درصدی وضع کند([10]).. همچنین مقامات چینی در مورد اینکه ابر شرکت گوگل فناوری را در انحصار خود گرفته است تحقیقاتی را آغاز کردند و شرکت PVH صاحب برند تجاری «کالوین کلاین» و « تامی هیلفیگر» در لیست نهادهای نامعتبر در پکن ثبت شدند([11]). افزون بر همه اینها، رونمایی از پلتفرم هوش مصنوعی « دیپ سینک» میلیاردها دلار به شرکتهای آمریکایی رقیب خسارت وارد کرد و ترامپ از آن به عنوان زنگ خطر برای ایالات متحده یاد کرد([12]). وقوع همه این تحولات در زمانی اندک، حکایت از آن دارد که روابط میان واشنگتن و پکن در جنگ تجاری به تشدید تنش تمایل دارد. این امر بر مسائل ژئوپلیتیک که محل برخورد منافع هر دو کشور است نیز تأثیر خواهد گذاشت.
اوضاع منطقه ای
هفتم اکتبر 2023 میلادی سرآغاز تحولات منطقه ای خاورمیانه بود که پیامدهای زیادی برای ایران – به عنوان بازیگر محوری در منطقه -دنبال داشت که در اینجا به مهترین این تحولات می پردازیم:
مراکز نفوذ ایران آماج حملات سنگین و بی امان قرار گرفت که سقوط نظام اسد در رأس آنها قرار داشت. این وضعیت، و مخصوصا با تشکیل نظام سیاسی جدید که با ایران و متحدان آن سر ستیز دارد، دست حزب الله لبنان را از دیگر جبهات کوتاه کرد و شبه نظامیان شیعی در عراق را در انزوا قرار داد. علی رغم اینکه دولت جدید سوریه تأکید کرده است که بی طرفی کامل خود را حفظ می کند و در درگیریها در کنار هیچ طرفی قرار نمی گیرد اما در عین حال تأکید کرده است که جلوی هرگونه فعالیت ایران و متحدان آن را در سوریه خواهد گرفت. در عین حال، درگیریهای پراکنده ای میان نظام جدید سوریه و حزب الله در مناطق مرزی روی داده است.
اسرائیل و حماس برای آتش بس چند مرحله ای به توافق رسیده اند. هرچند که این توافق توانسته است چندین مانع را پشت سر بگذارد، اما هر لحظه احتمال فروپاشی آن نیز می رود. زیرا اجرای مرحله اول این توافق با تنشهای زیادی همراه بود و هر کدام از طرفین دیگری را به نقض بندهای توافق نامه متهم می کردند. در این میان، رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ نیز با ورود به این بحران از پایان توافق و گشودن درهای جهنم سخن گفته است. علاوه بر همه اینها، ترامپ طرحی برای انتقال ساکنان غزه ارائه کرده و از مصر و اردن خواسته است تا آنها را در خاک خود اسکان دهند. هرچند که این دو کشور با این طرح قویا مخالفت کرده اند اما ترامپ از این پیشنهاد خود دست بردار نیست. این امر دایره خطرات احتمالی جنگ را وسیع تر می سازد.
شرایط داخلی ایران
تحولات جهانی و منطقه ای بر فضای داخلی ایران نیز پیامدهایی داشته است که در این مجال به مهمترین آنها می پردازیم:
به محض اینکه ترامپ یادداشت فشار حداکثری را امضا کرد، پول ملی ایران به شدت سقوط کرد. سقوط ارزش تومان در بازارهای غیر رسمی به طور بی سابقه ای رکورد زد و در بازار سیاه هر دلار آمریکا حدود 90 هزار تومان معامله شد([13]). حسین راغفر کارشناس امور اقتصادی و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا این وضعیت را فاجعه دانست. . که هدف از آن، همانا سرنگونی نظام در سایه ناتوانی نهادهای کشور در حل مشکلات است([14]). در نتیجه، انتظار می رود که فشارهای اقتصادی بر نظام ایران افزایش یابد؛ مخصوصا اگر کشورهای اروپایی بخواهند پیش از آنکه تاریخ مصرف مکانیسم ماشه در اکتبر 2025 میلادی به سر آید، آن را فعال کنند.
اقدام شورای حکام آژانس بین المللی در نوامبر 2024 میلادی که با صدور قطعنامه ای از ایران به خاطر عدم همکاری لازم در مورد برنامه هسته ای انتقاد کرد، روابط میان ایران و آژانس را وارد فاز تنش کرد. محسن نظیری نماینده ایران این اقدام آژانس را یک گام سیاسی توصیف کرد که در مقایسه با قطعنامه های پیشین، از حمایت چندانی نیز برخوردار نبوده است([15]). در اواسط فوریه 2025 میلادی، رافائیل گروسی مدیر کل آژانس هسته ای تصریح کرد که ایران در صدد است تولید ماهانه اورانیوم غنی سازی شده 60 درصدی خود را تا 7 برابر افزایش دهد. او پیش بینی کرد که تا زمان صدور گزارش آینده آژانس، ایران حدود 250 کیلوگرم اورانیوم غنی سازی شده 60 درصدی در اختیار داشته باشد[16]) . با توجه به تحولات کنونی، انتظار می رود که تنش میان طرفین همچنان ادامه یابد و تحریمهای آمریکایی و غربی به این تنشها دامن می زند.
هرچند که علی خامنه ای در خصوص گفتگو با ایالات متحده حرف اول و آخر را می زند، اما در سایه ناتوانی دولت در حل بحران اقتصادی و شکست گزینه های دیگر در تحقق پیشرفت اقتصادی در سایه تحریمها، نخبگان ایرانی در مورد مذاکره با آمریکا اختلاف نظر دارند و هر طرف، برای اثبات نظر خود دلایل قانع کننده ای ارائه می دهند. این امر نشان می دهد که در داخل ایران در قبال این مسأله یکصدایی وجود ندارد.
روسیه و ایران پیش از روی کار آمدن ترامپ یک توافقنامه شراکت راهبردی امضا کردند که همکاری در تمامی حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی را در بر می گیرد. اما در این توافقنامه در شراکت میان طرفین هیچ پیشرفتی دیده نمی شود. زیرا در این توافقنامه نه تنها بر خلاف توافقنامه روسیه و کره شمالی، بندی در مورد دفاع مشترک وجود ندارد بلکه بر عکس، این توافقنامه بر حق طرفین در مورد تمامیت سرزمینی و دفاع از خود تأکید کرده است. و بندهای سیاسی نیز یک نوع تحصیل حاصل است یعنی از مواضع کنونی طرفین در خصوص نظام جدید جهانی حکایت دارد. اما در حوزه اقتصادی، بخش اعظم بندهای این توافقنامه، بلندپروازیهای طرفین برای آینده است که باید گفت در سایه چالشهای فراوانی که فراروی آنها قرار دارد، تحقق آنها نیز بسیار سخت به نظر می رسد.
سوم: سناریوی آغاز مجدد درگیریهای نظامی و سناریوی عدم درگیری
پس از آخرین درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل که در اواخر اکتبر 2024 میلادی روی داد، تحولات زیادی به وقوع پیوسته است که شانس سناریوی درگیریهای مجدد نظامی را تقویت می کند و این درگیری ها ممکن است با اجرای عملیات وعده صادق 3 از سوی ایران آغاز شود و یا اینکه اسرائیل با هدف از بین بردن توان هسته ای ایران، پیش دستی کند. اما در مقابل، بر اساس برخی محاسبات، طرفین قبل از هر نوع تشدید تنش تازه، باید پیامدهای آن را مد نظر قرار دهند. از این رو، احتمال وقوع سناریوی درگیری نظامی ضعیف تر می شود.
یک. سناریوی آغاز مجدد درگیری نظامی
عوامل و انگیزه های زیادی وجود دارند که برخی مستقیما و برخی نیز به طور غیر مستقیم ایران و اسرائیل را به سوی درگیری مجدد نظامی سوق می دهند. مهمترین این عوامل عبارتند از:
با ناکارآمدی ابزارهای بازدارنده ایران مانند سقوط نظام اسد و ضعیف شدن حزب الله، بازدارندگی هسته ای برای ایران بسیار اهمیت یافته است([17]). و اکنون ایران با دستیابی به سلاح هسته ای فاصله بسیار کمی دارد تا یک معادله بازدارندگی تازه ای را رقم بزند؛ به ویژه اینکه دور تازه تحریمها علیه ایران در راه است و گزارشهای آژانس بین المللی انرژی هسته ای نیز نسبت به نظامی شدن برنامه هسته ای ایران هشدار می دهد. این امر ایالات متحده و اسرائیل را بر آن می دارد تا به صورت فردی و یا مشترکا حمله نظامی به تأسیسات هسته ای ایران انجام دهد و با این کار مانع از آن شود که ایران با دستیابی به سلاح هسته ای معادله بازدارندگی کنونی را تغییر دهد.
فروپاشی توافقنامه آتش بس میان اسرائیل و حماس و آغاز مرحله تازه ای جنگ می تواند اسرائیل را به گسترش دامنه جنگ ترغیب کند؛ مخصوصا با توجه به حمایت تقریبا تمام قد ترامپ از اسرائیل این امکان وجود دارد که آمریکا نیز به عنوان یک طرف مستقیم در جنگ غزه ورود کند.
بحرانی شدن اختلافات داخلی اسرائیل ممکن است بنیامین نتانیاهو را بر آن دارد تا برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای خود به تشدید تنشهای نظامی در غزه روی آورد و برای کسب رضایت راست افراطی، به تأسیسات هسته ای ایران حمله کند. و بدین سان از فروپاشی دولت خود جلوگیری کند. گفتنی است که حزب راست افراطی همچنان به توافقنامه های آتش بس انتقاد می کند و تهدید می کند که در صورت عدم بازگشت به جنگ و یا در صورت شکست طرحهای آواره کردن ساکنان غزه، دولت را ساقط خواهد کرد.
رفتار نظامی ایران در درگیریهای گذشته، اسرائیل و ایالات متحده را برای حمله به تأسیسات هسته ای ایران ترغیب می کند. واقعیت حملات گذشته، از ضعف ایران در جنگ پرده برداشت و سامانه های پدافند هوایی ایران نتوانست حملات پیشین را رهگیری کند. همچنین در سوریه، به خاطر اینکه روسیه آنطور که باید، پوشش هوایی را فراهم نکرد، حضور نظامی ایران در سوریه بسیار سریع از میان رفت. علی رغم رزمایشهای متعددی که ایران برای قدرت نمایی برگزار می کند، و علی رغم تهدیدهای ایران مبنی بر اینکه منافع آمریکا در منطقه را در تیر رس خود دارد، اما باید گفت که بخش اعظم این قدرت نمایی ها و تهدیدها صرفا هیاهوی تبلیغاتی است که در اولین جنگ واقعی، نشانی از آنها باقی نمی ماند.
بعد از شکست راهبرد وحدت جبهات، ایران و نیابتی های آن در یک وضعیت جزیره ای به سر می برند؛ چرا که ایران نه تنها مستقیما وارد جنگ نشد، بلکه هرگونه ارتباط با عملیات هفتم اکتبر را نیز انکار کرد. و دخالت حساب شده حزب الله لبنان نیز به زیان آن تمام شد و حزب الله که رهبران و فرماندهان نظامی بالا رتبه خود را از دست داد، کاملا تضعیف شد. حماس و اسرائیل به توافقی برای آتش بس دست یافتند و شبه نظامیان عراق تحت فشار قرار گرفته اند. همه این شرایط ممکن است اسرائیل را ترغیب کند که برای ضربه زدن به برنامه هسته ای ایران شرایط کنونی را مناسب دیده و از این فرصت برای نابودی برنامه هسته ای ایران استفاده کند.
و این احتمال نیز وجود دارد که ایران به اسرائیل حمله کند تا ایالات متحده را وادار به توافق کند. البته این احتمال در صورتی مطرح است که راهبرد فشار حداکثری اقتصاد ایران را فلج ساخته و بقای نظام سیاسی را نیز تهدید کند. و یا اینکه توافق آتش بس میان اسرائیل و حزب الله با نقض بندهای آن از سوی یکی از طرفین و یا از سوی هر دو طرف، از میان برود. و با آغاز موج تازه ای از درگیریها اسرائیل مبادرت به تشدید تنش علیه ایران کند تا همچون گذشته ایران را وادار به پاسخ و انتقام نماید.
خلاصه این سناریو این است که دور اخیر درگیریهای نظامی میان دو کشور، با تهدید ایران مبنی بر پاسخ به حمله 26 اکتبر اسرائیل به پایان رسید. در نتیجه می توان گفت که هر لحظه امکان آن وجود دارد که ایران این تهدید را عملی سازد. اما از آنجایی که تهران نسبت به عواقب چنین تصمیمی آگاه است، به راحتی نمی تواند به چنین اقدامی دست بزند. و صرف نظر از انگیزه های اصلی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران، به احتمال زیاد، اسرائیل بدون چراغ سبز آمریکا به چنین اقدامی دست نخواهد زد.
دو. سناریوی عدم درگیری نظامی
در مقابل، عوامل و محاسبات دیگری نیز وجود دارند که شانس احتمال سناریوی درگیری نظامی میان طرفین را بسیار ضعیف می داند. مهمترین این عوامل عبارتند از:
گرایش دونالد ترامپ به پرهیز از درگیری؛ علی رغم حمایت تقریبا تمام قد او از اسرائیل، اما در نتیجه فشارهای او بود که نخست وزیر اسرائیل وادار به پذیرش آتش بس با حماس شد. و ا کنون او در تلاش است جنگ روسیه با اوکراین را نیز پایان دهد. هرچه او در این مسیر موفقیت بیشتری کسب کند، گزینه نظامی علیه ایران کم رنگ تر می شود. هرچند که او تحریمها علیه ایران را تشدید کرد اما او تأکید کرد که امیدوار است با ایران به توافقی دست یابد. در نتیجه می توان گفت که احتمالا اظهارات او در مورد حمله به ایران صرفا جنبه تهدید دارد تا ایران را وادار به پذیرش توافقنامه ای کند که در آن بیشترین شروط ایالات متحده لحاظ شده باشد. همچنین، ترامپ ترجیح می دهد که نظام ایران از داخل و در نتیجه تحریمها ساقط شود، هرچند که این امر ممکن است زمان بیشتری ببرد.
بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید به این معناست که امکان دارد ایالات متحده دیگر همانند اداره جو بایدن صرفا به دفاع از اسرائیل اکتفا نکند و در حمله علیه ایران نیز وارد شود. این ایده سبب می شود که ایران چه در مقام حمله و چه در مقام پاسخ به حمله اسرائیل از گزینه نظامی علیه اسرائیل پرهیز کند. به ویژه اینکه این باور در ایران وجود دارد که بنیامین نتانیاهو تلاش دارد پای ایران را به جنگ بکشاند تا بتواند ایران را ویران و تضعیف کند. از این رو، ایران با این توجیه که نباید در مقابل اقدامات تحریک آمیز اسرائیل منفعلانه رفتار کرد بلکه تحرکات نظامی باید صرفا بر اساس محاسبات و برای خدمت به منافع ملی صورت گیرد، از هرگونه پاسخ نظامی به حمله اسرائیل نیز دوری می کند.
ترس ایران از خطر سقوط نظام در صورت ورود به درگیری نظامی، در سایه ضعف جبهه داخلی و وخامت بحرانهای معیشتی در نتیجه تحریمهای اقتصادی و اختلافات میان جریانهای سیاسی و آرزوی مردم مبنی بر دستیابی به تفاهمی با غرب که با انتخاب پزشکیان اصلاح طلب تبلور یافت. و حتی هسته سخت قدرت یعنی سپاه پاسداران نیز در رویارویی با چالشی به حجم ایالات متحده، متحد و یک رأی نیست؛ چرا که در بدنه سپاه نیز رخنه و نفوذ زیادی صورت گرفته است که ترور فرماندهان سپاه و همچنین ترور اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس بهترین گواه این امر است.
ضرباتی که بر پیکر نیابتی های ایران در منطقه و در رأس آنها حزب الله لبنان وارد شد و وضعیت انزوای پروژه منطقه ای ایران بعد از سقوط نظام اسد، تهران را بر آن می دارد تا از گزینه نظامی دوری کند؛ چرا که توان مقابله همزمان با ایالات متحده و اسرائیل را ندارد.
تداوم آتش بس در غزه و موفقیت مراحل بعد از مذاکرات علی رغم سختیهایی که فراروی آن قرار دارد و پایبندی اسرائیل به مهمترین بندهای توافقنامه آتش بس با حزب الله هرچند که تا کنون هم برخی مناطق را همچنان در اختیار دارد و تا 18 فوریه آن مناطق را ترک نکرده است. همه این شرایط گویای این واقعیت است که همه طرفهایی که در چند ماه گذشته درگیر جنگ بوده اند، خسته شده و به تقویت آرامش در منطقه تمایل دارند.
ایران برنامه هسته ای خود را در سطحی نگهداشته است که ایالات متحده وادار نشود برای توقف آن مستقیما و یا از طریق اسرائیل، پیش از دسترسی ایران به سلاح هسته ای به گزینه نظامی متوسل شود. از این رو، ایران همواره بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای و عدم تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای بر اساس فتوای رهبر مبنی بر تحریم آن تأکید دارد.
اقدام تازه اروپا و آژانس بین المللی انرژی هسته ای مبنی بر تشدید تنش در پرونده هسته ای ایران، یک بار اضافی است و ایران را در یک وضعیت بین المللی قرار می دهد که نمی تواند با حمله نظامی دایره دشمنان خود را گسترش دهد. از این رو، ایران تلاش می کند با تأکید بر آمادگی برای گفتگو با کشورهای اروپایی و عدم پذیرش گفتگو با ایالات متحده زیر فشار و تهدید، جبهه غربی را جدا کند.
توازن نظامی میان ایران و اسرائیل معادله بازدارندگی را حفظ می کند. چرا که هر دو طرف با توانمندیها نظامی بالا و ائتلافهایی دارد که می تواند آسیب کاملا جدی به طرف مقابل بزند. از سویی دیگر، هیچ یک از طرفین توانمندی نظامی لازم برای ورود به جنگ طولانی مدت و مستقیم با طرف مقابل را در اختیار ندارد([18]). و حتی می توان گفت با توجه به پراکندگی مراکز هسته ای ایران و سطح بالای حفاظتی، بعید است که با حمله نظامی بتوان آن را از بین برد بلکه حمله نظامی صرفا می تواند آن را برای چند سال دچار اختلال کند.
سه. سناریوی به تأخیر انداختن درگیریهای نظامی تا نیمه دوم ریاست جمهوری ترامپ
با توجه به مسائل و محاسباتی که برخی شانس سناریوی درگیری نظامی بین ایران و اسرائیل را تقویت می کند و برخی دیگر، شانس درگیری را بعید می داند، و با توجه به تحولات کنونی می توان گفت که رئیس جمهور آمریکا هیچ عجله ای ندارد که در سال اول و دوم ریاست جمهوری خود جبهه درگیری تازه ای با ایران بگشاید. و به نظر می رسد که او ترجیح می دهد با فشارهای اقتصادی بتواند به توافقی دست یابد و یا اینکه نظام را سرنگون سازد. هرچند که تجربه نشان داده است که تحریمهای اقتصادی بر دولتها چندان کارآیی ندارد؛ چرا که تحریمها صرفا ملتها را تحت فشار قرار می دهد و نظام سیاسی علی رغم کاهش درآمدهای مالی می تواند به حیات خود ادامه دهد، اما در ایران یک عامل دیگری نیز نقش آفرین است و آن ماهیت اعتراضی و نارضایتی مردمی است. و اگر موج اعتراضات بار دیگر در ایران به راه افتد، می توان به کارآمدی ابزار تحریم در سرنگونی نظام امید داشت. از سویی دیگر، با شدت گرفتن تحریمها و پیامدهای آن بر اوضاع معیشتی مردم، نظام پایگاه مردمی خود را از دست می دهد به گونه ای که دیگر مردم حاضر نیستند در راه دفاع از نظام از جان خود مایه بگذارند. و در این حالت که تحریمها نظام را کاملا نا توان ساخته است، با یک حمله نظامی و در کمترین زمان و کمترین هزینه ممکن می توان بساط نظام را برچید.
در پایان می توان گفت که به احتمال زیاد، ایران مبادرت به حمله نظامی نخواهد کرد. البته تنها در صورتی اقدام به چنین کار خواهد کرد که احساس کند تحریمها حیات و بقای نظام را تهدید می کند. تنها در این صورت ممکن است با یک حمله نظامی، بر فشارهای داخلی سرپوش گذارد و یا اینکه برای رسیدن به توافقی که پایان بخش تحریمها باشد، فشار آورد. و در صورت آغاز مجدد درگیریهای نظامی، به احتمال زیاد همانند دوره های قبلی، این بار نیز اسرائیل آغازگر جنگ افروزی ها خواهد بود و ممکن است با حمله به تأسیسات هسته ای و یا تلاش برای سقوط نظام وارد این کارزار جنگ افروزی شود. البته باید گفت که بعید است اسرائیل در آینده نزدیک برنامه ای برای حمله به ایران داشته باشد و اگر هم حمله ای به ایران ترتیب دهد، این مسأله می تواند به علت آغاز مجدد جنگ در غزه باشد. و همانند دوره قبل، با گسترش دامنه آن، به ایران نیز سرایت کند. البته اقدام ایران به تشدید تنش در پرونده هسته ای به نشان مخالفت با مذاکره و یا تغییر دکترین هسته ای نیز می تواند اسرائیل را وادار به حمله کند.
با توجه به آنچه بیان شد، می توان گفت که سناریوی سوم یعنی به تأخیر انداختن درگیری نظامی مستقیم میان ایران و اسرائیل شانس بیشتری دارد؛ به ویژه اینکه تغییراتی در منطقه رخ داده است ایران را بر آن می دارد تا برای برون رفت از وضعیت انزوا و جبران خسارتهای نفوذ منطقه ای خود وارد عمل شود. اما تأثیرات سیاستهای دونالد ترامپ بر نظام ایران سبب می شود که اگر چنانچه این سیاستها اهداف مورد نظر را محقق نسازد، سناریوهای درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل و حتی آمریکا، همچنان مطرح باشند؛ مخصوصا در نیمه دوم دوره ریاست جمهوری ترامپ احتمال تشدید تنش وجود دارد. اما با این همه، با توجه به وجود ترامپ در رأس قدرت آمریکا و احتمال تصمیمات غیر منتظره او، می توان گفت که هر لحظه ممکن است رخدادهای غیر منتظره ای مانند توفان الاقصی در منطقه رخ دهد.
([1]) خبرگزاری تسنيم، ایران:از هیچ اقدامی در دفاع از تمامیت ارضی خود دریغ نمیکنیم، (5 آبان 1403ه.ش)، تاريخ بازدید: 01 دسامبر 2024م، https://bit.ly/4fgmHKn
([2]) تايم أوف إسرائيل، نتنياهو: أي هجوم آخر على إسرائيل سوف «يشل» الاقتصاد الإيراني، (13 نوامبر 2024م) تاريخ بازدید: 01 دسامبر 2014م، https://2u.pw/jfnMccIa
([3]) تايم أوف إسرائيل، رئيس أركان الجيش الإسرائيلي: إذا هاجمت إيران إسرائيل مرة أخرى فسنضرب «مواقعًا تجنبناها هذه المرة»، (30 اکتبر 2024م) تاريخ بازدید: 01 دسامبر 2024م، https://2u.pw/AFPLuouh
([4]) الشرق الأوسط، قبل الضربات… إسرائيل أبلغت إيران بما ستهاجمه وحذرتها من الرد، (26 اكتبر2024م)، تاريخ بازدید: 13 فوریه 2015م، https://2u.pw/48CkKaDL
([5]) سي أن أن عربية، مصادر لـCNN: تسريب وثائق استخباراتية تظهر معلومات عن خطط إسرائيل لمهاجمة إيران، (19 أكتبر2024م)، تاريخ بازدید: 13 فوریه 2015م، https://2u.pw/1q7YoYdK
([6]) خبرگزاری ايسنا، واکنشهای مقتدرانه به حادثه تنشزای بامداد شنبه، (5 آبان 1403ه.ش)، تاريخ بازدید: 13 فوریه 2015م، https://bit.ly/4fjqAhx
([7]) الشرق الأوسط، خامنئي: لا ينبغي التضخيم أو التقليل من الهجوم الإسرائيلي، (27 أكتبر2024م)، تاريخ بازدید: 04 دسامبر 2024م، https://2u.pw/WZ56SYx8
([8]) موقع الحرة، خامنئي: رسالة تحذير أميركية لإيران إن هاجمت إسرائيل مرة أخرى، (02 نوامبر2024م)، تاريخ بازدید: 13 فوریه 2025م، https://2u.pw/OgTFhlpp
([9]) Atlantic Council experts, Experts react: Israel has hit back at Iran with airstrikes, The Atlantic Council, )Oct. 26, 2024(, Accessed: Feb. 27, 2025, https://2u.pw/mFYPVZ5U
([10]) خبرگزاری أناضول، الصين ترد على ترامب برسوم جمركية جديدة على الولايات المتحدة، (04 فوریه 2025م)، تاريخ بازدید: 17 فوریه 2025م، https://2u.pw/3ZGwolkG
([11]) بي بي سي عربية، حرب الرسوم الجمركية المتبادلة بين بكين وواشنطن تدخل حيز التنفيذ، (09 فوریه 2025م)، تاريخ بازدید: 17 فوریه 2025م، https://2u.pw/IpLBmCcM
([12]) فرانس 24، «ديب سيك» تطبيق صيني يغير معادلة الذكاء الاصطناعي العالمي، (28 ژانویه 2025م)، تاريخ بازدید: 17 فوریه 2025م، https://2u.pw/IpLBmCcM
([13]) وبسایت الجاده، الريال الإيراني يواصل التراجع مع العقوبات وشائعات تغيير قيادة البنك المركز، (11 فوریه 2025م)، تاريخ بازدید: 19 فوریه 2025م، https://aljadah.media/archives/81073
([14]) نامه نيوز، راغفر: دلار را به بالای ۱۱۰ هزار تومان می رسد | نظام باید بین بقای خودش وبقای مافیاها یکی را انتخاب کند، (25-11-1403ه.ش)، تاريخ بازدید: 17 فوریه 2025م، https://bit.ly/3CPg6sI
([15]) بي بي سي عربي، مجلس محافظي وكالة الطاقة الذرية يصدر قرارًا ضد إيران، (22 نوامبر 2024م)، تاريخ بازدید: 18 فوریه 2025م، https://2u.pw/UbaeAX1m
([16]) الجزيرة نت، الذرية الدولية تجدد التحذير: إيران تقترب من صنع قنبلة نووية، (15 فوریه 2025م)، تاريخ بازدید: 18 فوریه 2025م، https://2u.pw/eXFZL6VN
([17]) Ray Takeyh, Will Iran Become More Dangerous After Assad’s Ouster in Syria?, Council on Foreign Relations, (Dec. 08, 2024), Feb. 27, 2025, https://2u.pw/boiyp5LO
([18]) John Raine, Fabian Hinz, Nick Childs, Julia Voo, Iran and Israel: everything short of war, International Institute for Strategic Studies, (May 17, 2024), Feb. 27, 2025, https://2u.pw/hxZcrTgN