آیا ایران در برابر فشارهای فزاینده آمریکا گردن خواهد نهاد؟

توسطد. محمد السلمي

رژیم ایران از هنگام تصمیم نه ماه پیش دولت آمریکا برای خروج از برجام و بازگشت تحریم های اقتصادی علیه ایران، در بن بست شدیدی قرار گرفته است. این کار در چارچوب استراتژی آمریکا مبنی بر لغو برجام صورت می گیرد که مانع از بازگشت ایران به غنی سازی اتمی در سال ۲۰۲۵ خواهد شد و برنامه موشک های بالستیک اش را متوقف خواهد ساخت وبا ممانعت از اجرای طرح های توسعه طلبانه ایران، که به زیان امنیت و ثبات کشورهای خاورمیانه است، دست های این کشور را از این منطقه کوتاه خواهد کرد.
دولت آمریکا در چهارم نوامبر گذشته به تصویب شدیدترین تحریم ها علیه ایران بسنده نکرد بلکه با اعزام شخصیت های سیاسی به کشورهای موثر به بسیج بین المللی علیه خطر ایران پرداخت. با برگزاری یک کنفرانس جهانی با شرکت گسترده بیش از ۶۰ کشور جهان در ورشو پایتخت لهستان در روزهای 24 و 25 بهمن 1397 جهت رویارویی با خطر ایران و کاهش نفوذ منطقه ای اش، فشارهای آمریکا وارد فاز جدیدی شد . این کنفرانس به طور کامل توسط آمریکا رهبری و اداره شد که کشورهای اروپایی – ولو در سطح پایین تر – در آن شرکت کردند. این امر به رغم اختلاف نظر میان واشنگتن و برخی پایتخت های موثر اروپایی درباره خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ها علیه ایران صورت گرفت.
آن گونه که از زمان و دستور کار کنفرانس ورشو بر می آيد دولت آمریکا می کوشد تا فشارهای خود را جهت به زانو درآوردن ایران بیشتر کند و این کار را با ایجاد یک فضای بین المللی انجام می دهد که به آمریکا امکان می دهد تا از یک سو، گام بعدی یعنی «لغو معافیت ها»ی کشورهای معاف شده از تحریم ها را اجرا کند و از سوی دیگر بر کشورهای اروپایی مخالف تصمیم آمریکا مبنی بر اعمال تحریم ها علیه ایران، فشار آورد تا مجبور شوند جهت مهار ایران و آرمان های تخریبگرانه اش در سوریه، عراق، یمن و لبنان، بل و در کشورهای آفریقایی و آسیایی در کنار آمریکا قرار گیرند.
در مقابل بسیاری بر این باورند که فشارهای آمریکا جهت رام کردن ایران چندان جدی نیست، زیرا که در استراتژی آمریکا و سازوکارهایش جهت رویارویی با فعالیت های توسعه طلبانه ایران ابهام وجود دارد. کما اینکه ابزارهایش همتراز با خطرهای ایران نیست و فاقد گزینه ها جهت گفتگو با ایران است.
از این مهمتر ابهام موجود در هدف آمریکا از اعمال تحریم هاست: آیا واشنگتن می خواهد رژیم ایران را اهلی و مهار کند یا می خواهد تغییرش دهد یا به تن دادن به دور جدیدی از گفتگوها و امضای توافقنامه ای با شرایط تازه ای مجبورش کند؟ این همه ابهام، در بسیاری از کشورهای جهان حالتی از شک و تردید پدید آورده است. افزون بر آن، ایران در دور زدن تحریم ها و فشارها و رقص در لبه پرتگاه مهارت خاصی دارد که الگوی اندیشه ملی و ایدیولوژیک ایرانی را تشکیل می دهد.
علاوه بر آن، این امر نشانگر مرحله ای است که دست به گریبان رژیم ایران است، طوری که این رژیم با چالش های بقا و استمرار رو به روست. خطرناک ترین این چالش ها که عبارت از «فرسایش انقلاب و دستاوردهای آن» است از قلمرو اراده رهبران ایران بیرون است، چه از یک سو، شخصیت های موثر انقلاب نیست شده اند و در حال حاضر فقط ادبیات انقلاب باقی مانده که در برخی نهادهای حکومتی، و از همه مهمتر در میان سپاه پاسداران رایج است. از این رو کارشناسان مسایل ایران بر این باورند که ایران رو سوی کودتای نرم نظامی دارد که توسط سپاه پاسداران اجرا خواهد شد و بی درنگ پس از مرگ علی خامنه ای صورت خواهد گرفت. گرچه خبرهای درز یافته می گوید که خامنه ای اکنون مشغول گزینش جانشین خویش است تا پس از مرگش، آینده انقلاب و نظام ولایت فقیه با ابهام روبرو نشود.
از سوی دیگر، رژیم سیاسی از فرسایش و فقدان مشروعیت رنج می برد که پیامد «کاهش رضایت مردم» است. این امر در اعتراضات سراسری دی ماه 96 تجلی یافت که معترضان طی آن خواهان « سرنگونی کل رژیم» و توقف فعالیت های ایران در سوریه و عراق و غیره شدند. رژیم قوت مردم ایران را در این کشورها خرج می کند. البته اظهارات خود مسؤولان ایرانی گواه این مدعاست. افزون بر آن اعتراضات صنفی به علت بدتر شدن وضع معیشتی مردم و اوضاع به هم ریخته اقتصادی، و گسترش بیکاری، به شکل متناوب ادامه یافت.
همانطور که ایران بحران خود را مدیریت می کند تا مانع تأثیر فشارهای اقتصادی بر وضعیت وخیم کشور شود، در گفتمان سیاسی خود مبنی بر قدرتش برای مقاومت طولانی با اتکا به اقتصاد ملی و مقاومتی، اغراق می کند. این رویکرد را می توان در سخنرانی حسن روحانی به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب در روز 22 بهمن امسال دید. او گفت « اجازه نمی دهیم آمریکا پیروز شود… ملت ایران با برخی دشواری های اقتصادی رو به رو بوده و خواهد بود» وبه این ترتیب بر عزم کشورش جهت تقویت نیروی نظامی و ادامه برنامه های موشک های بالستیک تاکید کرد. و این اشاره ای است بسیار مهم به ادامه خطر ایران برای امنیت منطقه ای که هم با موشک های بالستیک و هم با دخالت های نرم و خشن، بدون توجه به اصول حسن همجواری و حاکمیت کشورها و عدم دخالت در امور داخلی آنها، انجام می گیرد.
روحانی در همان سخنرانی، پیام های چند لایه ای برای مردم ایران فرستاد و آنان را نسبت به پیامدهای تبعیت از فراخوان های آمریکا جهت قیام علیه رژیمی که به ادعای روحانی ایران را صیانت کرده و از نظر تاریخی از آن دفاع کرده است بر حذر داشت. و این که هر کس علیه رژیم قیام کند سرنوشتش نامشخص خواهد بود و ادعا کرد که انقلاب برای جلوگیری از فروپاشی کشور آمده است.
خلاصه آن که چندان دور از ذهن نیست ایران – ولو به شکل تدریجی – در برابر فشارهای غرب زانو بزند. و پیش بینی می شود با دور تازه ای از گفتگو موافقت کند. رییس جمهوری ایران بارها زمینه این امر را آماده کرده است. حسن روحانی در روز پنج شنبه 25 بهمن گفت «ما همواره برای گفتگو و منطق آماده بوده ایم.. اما فشار را قبول نمی کنیم». برخی، این سخنان را گامی اولیه جهت آماده کردن افکار عمومی ایران برای پذیرش گام بعدی دانستند. و اینکه رژیم به سیاق « نرمش قهرمانانه» خامنه ای در سال 93 برای این امر زمینه سازی رسانه ای می کند. به ویژه آن که طبق آمارهای صندوق بین المللی پول، ایران از اوضاع بسیار بد اقتصادی رنج می برد. این صندوق فاش کرد که اقتصاد ایران در سال 1397 وارد مرحله رکود شده است و پیش بینی کرد در سال 1398 تولید ناخالص ملی ایران به مقدار 3,6 درصد کاهش یابد. واین مقوله در اینجا صدق می کند که ایران در برابر فشارها سر فرود نمی آورد مگر این که شدید باشند.

منبع: عرب نيوز


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت موسسه بین المللی مطالعات ایران هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

د. محمد السلمي
د. محمد السلمي
رئيس مؤسسه بين المللى مطالعات ايران