انگیزه های تنش افزایی مداوم ایران در منطقه

https://rasanah-iiis.org/parsi/?p=2121

توسطد. محمد السلمي

تنش در منطقه خلیج عربی و خاورمیانه در دو ماه گذشته همواره در حال افزایش بوده است. در آغاز، آمریکا نیرو به منطقه اعزام کرد و سپس حضور نظامی انگلیس نیز در منطقه افزایش یافت. اظهارات آتشین مقام های ایران و آمریکا گمانه زنی را در مورد یک رویارویی واقعی بین دو طرف تقویت نموده است. در یک تحول تنش زا، یک پهپاد آمریکایی توسط ایران سرنگون شد. ایران مدعی شده این پهپاد را در حریم هوایی خود سرنگون کرده اما آمریکایی ها می گویند پهپاد بر فراز آب های بین المللی در پرواز بوده است و به این دلیل، این اقدام یک تجاوز آشکار و بی سابقه به ایالات متحده در چندین ماه گذشته به شمار می رود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند ایران از طریق حمله به کشتی های تجاری در خلیج عربی و خلیج عدن و تحریک شبه نظامیان حوثی به دنبال هدف قرار دادن تاسیسات اقتصادی و مدنی در عربستان سعودی و کشاندن آمریکا به جنگی محدود است. سوال بدیهی این است: ایران که از نابرابری قدرت و توانمندی نظامی خود و آمریکا آگاه است و می داند که قدرت نظامی این کشور حتی به پای قدرت نظامی آمریکا نمی رسد پس چرا به دنبال وقوع درگیری نظامی است؟ سه پاسخ احتمالی برای این استدلال وجود دارد:
یکم: تهران بر این باور است که دولت آمریکا به دلایل متعددی خود را درگیر یک جنگ تمام عیار نخواهد کرد از جمله: یک، هزینه سنگین مالی. دو، عدم حمایت افکار عمومی آمریکا از آغاز یک جنگ جدید در منطقه پس از تجربه نبرد افغانستان و عراق در اوایل هزاره سوم میلادی. سه، آمریکا در آستانه ورود به فضای انتخاباتی قرار گرفته است. جنگ ممکن است شانس پرزیدنت دونالد ترامپ را برای پیروزی در دوره دوم ریاست جمهوری کاهش دهد. از این رو، چنانچه دولت آمریکا گزینه رویارویی را انتخاب کند تنها به عملیات تلافی جویانه نه چندان مهم روی می آورد که اساسا با هدف اصلی ایران نیز همسویی دارد.
دوم: موضع آمریکا چندان از حمایت جامعه بین الملل برخوردار نیست. واشنگتن از راه بسیج کردن جامعه بین الملل سعی می کند رفتار ایران را در منطقه و حمله این کشور به تانکرهای نفتی محکوم کند. اسنادی که دولت آمریکا برای اثبات دست داشتن ایران در حمله به تانکرهای نفتی ارائه داد اروپایی ها را تا اینجای کار متقاعد نکرده است و گرنه اقدام نظامی برای جلوگیری از عدم انجام عملیات این چنینی در آینده انجام می شد. حملات ایران به دلیل موضع ضعیف جامعه بین الملل ادامه پیدا کرد اما رژیم ایران همواره تلاش می کند تا ردپایی از خود به جا نگذارد. از این رو، اسناد و مدارک در آن حدی نیستند که جامعه بین الملل را جهت یک اقدام فراگیر نظامی علیه ایران متحد کنند.
سوم: ایران کاملا متقاعد شده که آمریکا فعلا به دنبال تغییر حکومت ولایت فقیه نیست. از این رو، اگر یک اقدام محدود نظامی -یکجانبه یا با مشارکت کشورهای منطقه – انجام شود و به نابودی برخی زیرساختارهای ایران بینجامد به نفع رژیم ایران خواهد بود و چه بسا باعث افزایش محبوبیت آن در داخل و خارج شود. مساله مهم از نظر حکومت ایران این است که جنگ به تغییر رژیم نینجامد.
به نظر نویسنده، گزینه سوم واقعی تر به نظر می رسد. البته گزینه اول و دوم نیز منطقی و محکمه پسند هستند. چنانچه ایران واقعا به دنبال گزینه سوم باشد آمریکا نباید به طور ناخواسته این هدف ایران را محقق سازد و در تله استراتژی ایران بیفتد.
این بدین معناست که تنها دو گزینه وجود دارد؛ گزینه نخست: تقویت تدابیر حفاظت از کشتی ها و افزایش گشت های دریایی در آب های بین المللی برای حفاظت از کشتی ها در برابر حملات جدید. بدین ترتیب، اقدامات تخریبی ایران به دلیل افزایش تحریم ها و اضافه شدن بخش های جدیدی از اقتصاد ایران به لیست تحریم ها به تدریج کاهش می یابند. هدف از اعمال تحریم های اقتصادی خشکاندن منابع مالی رژیم و افزایش نارضایتی مردمی در داخل است. گزینه دوم: که رژیم ایران آن را دور از ذهن می داند حمله ضربتی به همه تاسیسات مهم و پایگاه ها و فرودگاه های نظامی و سامانه های راداری و فرودگاه ها و اتاق های عملیات نظامی است. آمریکا با هدف قرار دادن همه ظرفیت های نظامی ایران می تواند ایران را از هرگونه واکنش باز دارد. این اقدام نظامی هرچند خطرناک است اما باعث می شود رژیم ایران از پا درآمده و کاملا تسلیم اراده جامعه جهانی شود. مردم ایران به دنبال چنین حمله ای می توانند باقی مانده ارکان حاکمیت را سرنگون کنند. راهکار میان این دو گزینه اما به نفع رژیم ایران خواهد بود، و منجر به عملیات تلافی جویانه گروه های شبه نظامی وابسته به ایران در منطقه می شود. چه بسا حملات علیه کشتیرانی بین المللی نیز افزایش یابد. درنتیجه قیمت انرژی و بیمه تانکرها و… افزایش خواهد یافت.

منبع: Arab News


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت موسسه بین المللی مطالعات ایران هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

د. محمد السلمي
د. محمد السلمي
رئيس مؤسسه بين المللى مطالعات ايران