بازگشت جنگجویان طرفدار ایران از سوریه، امنیت پاکستان را تهدید می کند

https://rasanah-iiis.org/parsi/?p=2476

توسطد. محمد السلمي

بی شک فداکاری های بزرگ انسانی و مالی پاکستان برای ریشه کن کردن تروریسم مورد تقدیر و ستایش همه کشورهای جهان است. نیروهای امنیتی پاکستان عملیات بزرگ ضدتروریستی را در سرتاسر کشور به اجرا گذاشته اند و حداقل ۱۲ عملیات برای پاکسازی نواحی قبیله نشین در مناطق مرزی مشترک با افغانستان صورت گرفته است. متعاقب این عملیات، وضعیت نظم و قانون در این کشور بهبود یافته است، هرچند که گروه های شبه نظامی هنوز در نواحی کورام و وزیرستان فعالیت می کنند. سال گذشته به همراه ارتش پاکستان به برخی از مناطق قبیله نشین سفر کردم و از کار بزرگی که برای ریشه کن کردن تروریسم و افراط گرایی صورت گرفته آگاهی یافتم.

عاشورای امسال یک اتفاق نگران کننده ای پیش آمد و تعصب و فرقه گرایی مذهبی را در مرکز توجه قرار داد. یک سخنران به شدت فرقه گرا زبانی توهین آمیز علیه صحابه پیامبر اسلام به کار برد، بر اثر آن مجوز یک کانال تلویزیونی تعلیق شد. بلافاصله شاهد خشم و شکایت مردم در فیسبوک و توییتر بودیم و دفتر نظارت بر رسانه ها در پاکستان به سرعت وارد عمل شد.

متعصبان مذهبی و فرقه گرایانی که همچنان در پاکستان باقی هستند پیوند مستقیمی با انقلاب ایران دارند. فقط چند هفته پس از انقلاب 57، جنبش جعفریه در شهر بهکر پاکستان به وجود آمد. در عین حال ، قبیله توری و همچنین برخی از قبایل بنگش انقلاب ایران را در پاراچنار واقع در ناحیه کورام جشن گرفتند. عارف الحسینی، یکی از مریدان آیت الله خمینی، سردمدار تلاش هایی بود که می کوشید تا ایدئولوژی توسعه طلبانه ایران را به پاکستان وارد کند. او به پاکستان سفر کرد تا عناصر طرفدار ایران را سازماندهی کند، و ضمن حل و فصل اختلافات داخلی آنها، شبکه های لازم را ایجاد کند.  

شبکه های الحسینی ساختارهای لازم را جهت بسیج کردن و ایجاد سریع لشکر زینبیون در پاکستان و لشکر فاطمیون در افغانستان به وجود آورد. در سال ۲۰۱۲، این دو لشکر به سوریه فرستاده شدند تا در کنار حزب الله لبنان و دیگر نیروهای مزدور علیه معترضان سوری بجنگند. اکنون که بشار اسد پس از استفاده از سلاح های شیمیایی، بمب های بشکه ای و سایر تسلیحات مرگبار، کنترل بیشتر بخش های سوریه را مجدداً در دست گرفته است، جنگجویان زینبیون و فاطمیون – که طرفدار ایران هستند – در حال بازگشت به پاکستان هستند.

جنگجویان زینبیون از نواحی مختلف پاکستان به استخدام گرفته شدند. برخی از آنها که در حال بازگشت به این کشور هستند از سوی دستگاه های اطلاعاتی پاکستان دستگیر شده اند، اما به نظر می رسد که تعداد زیادی از آنها مخفیانه به این کشور بازگشته اند – خصوصاً در حال حاضر که رفت و آمدهای مرزی بین پاکستان و ایران به دلیل تعطیلی های اجباری ناشی از ویروس کرونا با سخت گیری کمتری انجام می شود. این جنگجویان مجرب به شهرهای زادگاه خود بازگشته اند تا نقش افراد تاثیرگذار را بازی کرده جوانان پاکستانی را به خدمت بگیرند.

اسلام آباد نه فعالیت سازمان های دخیل در به استخدام گرفتن عناصر لشکر زینبیون را ممنوع کرد، و نه سیاست مشخصی را در خصوص انقلاب سوریه اتخاذ کرد. حتی هنگامی که نظامیان ایران در پی کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق در دی ماه 98، پرچم زینبیون را در کنار پرچم های سایر نیروهای شبه نظامی به نمایش گذاشتند، پاکستان اعتراض خود را به این موضوع از طریق کانال های دیپلماتیک اعلام نکرد.

در حالی که موسسه های ملی مهم پاکستان وهمپیمانان منطقه ای این کشور همواره از سوی آن دسته از رسانه های پاکستان که گرایش شدیدی به ایران و ایدئولوژی چپ دارند، مورد انتقاد قرار می گیرند، ولی به ندرت از لشکر زینبیون انتقاد کرده یا درباره وضعیت آن بحث می کنند. و به ندرت به فعالیت های شرورانه بازیگران غیردولتی که با سپاه پاسداران ایران همسو هستند می پردازد و آنها را افشا می کند. اگر پاکستانی ها به استخدام گرفته می شوند تا برای یک کشور خارجی بجنگند، آیا این وظیفه رسانه های این کشور نیست که در خصوص این موضوع تحقیق و روشنگری کنند؟ در عمل هیچ پوشش خبری درباره افراد دخیل در استخدام، آموزش و انتقال جنگجویانی که به لشکر زینبیون در سوریه می پیوندند، وجود نداشته است.

اینجا این سؤال نیز مطرح می شود: اتباع پاکستانی که در ایران و عراق آموزش نظامی دیده اند چقدر هستند؟ چه تعدادی از آنها برای جنگیدن به سوریه اعزام شدند؟ چه تعدادی از آنها کشته شده اند؟ کمک ها چگونه به دست خانواده های آنها می رسد؟ البته اگر کمکی در میان باشد. رسانه های پاکستان که در سایر موارد بسیار صریح سخن می گویند، در مورد این پرسش های اساسی سکوت کرده اند.

اگرچه توافق صلح افغان بین طالبان و ایالات متحده – به رغم چالش های پیش روی آن – همچنان پابرجا است، اما تهدیدی را که از سوی ایران و نیروهای نیابتی این کشور مانند لشکر فاطمیون متوجه آن است نمی توان نادیده یا دست کم گرفت. برخلاف اسلام آباد، کابل علیه به خدمت گرفتن پناهندگان یا ساکنان افغان برای جنگیدن در یک جنگ خارجی اعتراض کرده است. همچنین شایان ذکر است که لشکرهای زینبیون و فاطمیون نمی توانستند بدون شبکه های گسترده و چند لایه ای طرفدار ایران – که در شستشوی مغزی، استخدام، آموزش و تامین مالی جنگجویان و خانواده هایشان دخیل هستند- به وجود آیند و به بقای خود ادامه دهند.

با توجه به اینکه شبکه های فرقه گرای مستحکم در پاکستان و افغانستان همچنان به حيات خود ادامه می دهند، ابری تاریک بر آینده این دو کشور سایه افکنده است. پاکستان به درستی شایسته سرمایه گذاری خارجی چندین میلیارد دلاری است تا اقتصاد بیمار خود را تقویت کند؛ در حالی که افغانستان به شدت نیازمند کمک های خارجی است تا پناهندگان و آوارگان در داخل کشور را سروسامان دهد و همچنین اقتصاد و جامعه جنگ زده خود را بازسازی کند. اگر این دو کشور از وجود فعالان ستیزه جوی غیردولتی چشم پوشی کنند، بی تردید کمک های مالی و غیرمالی بین المللی در طول زمان کاهش خواهد یافت.

تعصب و فرقه گرایی که در عاشورا رخ داد می تواند زنگ خطری برای پاکستان باشد، تا صلح و نظمی که در سرتاسر کشور به دشواری به دست آمده است، ناگهان از دست نرود. اگر اکنون شرایط موجود اینگونه است، پس زمانی که همه جنگجویان زینبیون به پاکستان بازگردند چه خواهد شد؟  

منبع: عرب نیوز    


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت موسسه بین المللی مطالعات ایران هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

د. محمد السلمي
د. محمد السلمي
رئيس مؤسسه بين المللى مطالعات ايران