سفرم به عراق عربی و عربگرا در یک نگاه

توسطد. محمد السلمي

شاید از نگاه عده ای سفر به عراق در شرایط کنونی نوعی ماجراجویی و از منظر گروه دیگری بی باکی و شجاعت باشد. عده بسیار محدودی هم شاید سفر به عراق را یک سفر معمولی تصور کنند. هنگامی که برای شرکت در نشستی در حوزه تفکر و پژوهش در بغداد با حضور چندین مرکز پژوهشی و اندیشکده منطقه ای و بین المللی دعوت شدم درست همان زمان و بدون اینکه به موضوع فکر کنم تصمیم خود را گرفتم و گفتم با کمال خوشحالی در کنفرانس شرکت می کنم. این اولین سفرم به بغداد بود که چهار روز برای حضور در همایش یاد شده طول کشید. احساسم غیر قابل توصیف بود. هم خوشحال بودم هم غمگین. راستش نمی دانم چطور این احساس را توصیف کنم. اما این حس عجیب خیلی زود از بین رفت و جای آن را شادی و سرور محتاطانه گرفت. هواپیمای شرکت هواپیمایی عربستان سعودی، ظهر پنج شنبه از فرودگاه بین المللی ملک عبد العزیز در جده پرواز کرد. همه مسافران هواپیما زوار و عمره گزاران عراقی در حال بازگشت به عراق بودند. تنها راقم این سطور از عربستان سعودی بود. تنها دو ساعت و بیست دقیقه طول کشید که پس از آن هواپیما در فرودگاه بین المللی بغداد به زمین نشست. این فرودگاه در زمان صدام حسین رئیس جمهور فقید عراق در سال ۱۹۸۲ میلادی (۱۳۶۱ خورشیدی) ساخته شد. انجام امور فرودگاهی و پذیرایی حدود نیم ساعت طول کشید. بعد از استراحتی کوتاه در سالن تشریفات فرودگاه به سمت ماشینی که دقیقا جلوی در ایستاده بود رفتیم. ماشین به سرعت از خیابان ها می گذشت. نگاهم به مسیر و تابلوهای حاوی اسامی شهرها و محله ها دوخته شده بود و از توی ماشین عکس می گرفتم. ماشین با سرعت به سمت «منطقه سبز» بغداد در حرکت بود. کاخ نخست وزیری در این منطقه محل اقامت ما بود. در اینجا خاطراتم را درباره نه بحث و گفت و گوها بلکه از مشاهداتم و برداشت های شخصی ام از عراق و مردم عراق بازگو می کنم.
بله، زمان بسیار اندکی در اختیارم بود. با این حال به برخی مناطق بغداد رفتم و با عده کمی از مردم آنجا دیدار کردم. به قول معروف کاری را که نمی توان به شکل کامل انجام داد، نباید از اساس ترک کرد. این تجربه کوچکی است که می خواستم آن را با شما در میان بگذارم. گفتنی است با توجه به شرایط امنیتی و توجه میزبان به اقدامات ایمنی و حفظ جان ما، در تردد و بازدید از اماکنی که آرزوی دیدن آنها را داشتیم به مشکل برخوردیم. البته این اقدامات پیشگیرانه امنیتی که بیش از حد بود، لزوما گویای شرایط امنیتی بغداد نیست. اما به هر حال فرصتی برای بازدید و لو کوتاه مدت از برخی اماکن فراهم شد. آنچه توجه بنده را جلب کرد خیابان ها و بازارها و رستوران های شلوغ بغداد بود. به عنوان مثال، ما جمعه شب برای صرف شام به رستورانی در وسط بغداد و بیرون از منطقه سبز رفتیم. در آنجا دیدم که خانواده های بغدادی به زندگی عادی خود ادامه می دهند. یکی در گوشه ای از رستوران ترانه غمگین و اصیل محلی عراقی را می خواند و همه از زن و مرد گرفته تا کودک و جوان با وی همراهی می کردند.
مردم عراق هوای تمیز عربی تنفس می کنند که آنها را به تاریخ و گذشته و حال و آینده شان پایبند نگه می دارد. آنها هر روز در میان تمدن عربی با همه جزئیاتش و مظاهرش صبحشان را شب می کنند. اگر تنها از بغداد بگوییم همین بس که آثار و بناهای تاریخی و نام هایی همچون هارون الرشید و المنصور و دار الحکمه و ابو نواس و الرصافه و المسیب و الکراده و الکرخ و الاعظمیه و الکاظمیه و المتنبی و نمونه های فراوان دیگری بغدادی ها را احاطه کرده است. بغداد بوی تمدن عربی و تاریخ پر فروغ و دانش و معرفت و نظم و نثر و ادبیات و فنون شعر و غزل و فخر و دجله و فرات می دهد. نام اغلب خیابان ها و کوچه ها خاطره دوره ابتدایی را در ذهن زنده می کنند و من را به یاد آنچه در برخی کلاس ها و کتاب های درسی به ویژه ادبیات آموختم انداختند. البته این کتاب ها و درس ها برای ما جز چند اسم و داستان و شعر معنای دیگری نداشتند که خیلی زود هم شاید فراموش می شدند، اما برای یک جوان بغدادی که این اشعار و داستان ها را در کلاس درس می خواند وهمزمان خاطره خیابان ها و کوچه های شهرش در ذهنش زنده می شود مگر فراموش کردن آنها امکان دارد؟ به نظرم چنین چیزی امکان ندارد.
این حقیقت مثل روز روشن است. اینها عناصر ثابت و ارکان هویت عربی عراق و گنج گرانبهای عراقند که شهروندان عراق از هر دین و مذهبی نباید آن را از دست بدهند. ضمنا عراق عمق هویت عربی ما را تشکیل می دهد، و غبار این چند سال اخیر آن را از بین نمی برد. این دوره تنها یک صفحه تاریک در تاریخ پرفروغ و طولانی عراق خواهد بود.
در دیدار با برخی مقام ها و شهروندان عراقی در این فرصت کم متوجه شادی و سرور و استقبال آنان از ما شدم به ویژه هنگامی که می فهمیدند من از عربستان سعودی هستم. آنها با جمله های خوشامد گویی از قبیل «ما و شما یک خانواده هستیم. ما چشم به انتظار شما هستیم. ما را تنها نگذارید» و دیگر واژه های احترام و قدردانی سرشار از احساس و محبت از ما استقبال کردند. آنها ایمان داشتند که این محبت قلبی صاف و ساده در دل طرف مقابل خواهد نشست.
با گروهی از مقامات عالیرتبه عراق همچون حیدر عبادی نخست وزیر و چهره های دیگری در نهاد نخست وزیری و پارلمان عراق دیدار کردم. ما در این ملاقات ها درباره عراق و روابط بین عراق و کشورهای عربی و غیر عربی همسایه و حشد شعبی و مناطق سنی نشین انبار و موصل و دیگر شهرها و شرایط کنونی و چشم انداز عراق و مردم عراق گفت و گو کردم. در اینجا همه دیدگاه ها را نقل قول نمی کنم چرا که این ها محرمانه هستند. اما آنچه در این باره شنیدم نوید بخش و امیدوار کننده است. گویا عبادی برای اجرای یک طرح ملی تلاش می کند اما در این مسیر با مانع تراشی و گاهی هم فشارهایی رو به رو است. او با پشتکاری هر چه تمام در صدد اجرای این نقشه راه مشخص معروف به چشم انداز ۲۰۳۰ عراق است و تنها به اقدامات عملی برای تکمیل این نقشه نیاز است. من از خود عبادی انتقادهای تندی نسبت به طرف های خارجی شنیدم که اصلا امکان انتقاد آنان را در عراق تصور نمی کردم.
عراق به ناگزیر دوباره برمی خیزد و از شر مشکلاتی که با آن مواجه است خلاص می شود. عراق در این مسیر باید درهای خود را به روی عمق عربی خود باز کند. در مقابل، کشورهای عربی و خلیجی باید برادرانه در کنار عراق بایستند و در راستای منافع دو طرف تلاش کنند. در این مسیر باید دید و بازدید و ملاقات از کشورهای خلیج با همه گروه های عراقی افزایش یابد. همچنین عراق به سرمایه گذاری خارجی و به ویژه خلیجی نیاز دارد. البته برخی موانع در این زمینه وجود دارد که باید هر چه زودتر از میان برداشته شوند. کما اینکه مردم و مقام های عراقی متوجه این واقعیت هستند که به قول معروف «سرمایه ترسو است» و سرمایه گذاران به ضمانت های اطمینان بخش برای ورود به بازار عراق نیاز دارند و در راس آنها تسریع روند مقابله با فساد و کاهش شدت بوروکراسی و افزایش اقدامات برای گذار از مرحله دغدغه امنیتی به مرحله طبیعی و ساختن اقتصادی قوی و تدوین یک طرح ملی فراگیر و جامع هستند.
خلاصه سخن اینکه برای اینکه عده ای تصور نکنند ما قصد داریم عراق را کشور گل و بلبل نشان دهیم باید گفت که گروهی در عراق خواهان روابط دوستانه و محکم میان عراق و کشورهای عربی و خلیجی نیستند. این گروه برای جلوگیری از همگرایی میان عراق و کشورهای عربی به شیطان سازی از این کشورها می پردازند. این افراد اغلب یا بر اساس پروپاگاندای ایرانی و افزایش نفوذ و تسلط ایران بر عراق و امکانات عراق و فاصله گرفتن عراق از محیط و عمق طبیعی آن فعالیت می کنند و یا اینکه تحت تاثیر شایعات بوده و به واقعیت و اهداف پروپاگاندای ایران پی نبرده اند. این گروه تنها از راه تداوم ارتباط بین عراق و بقیه کشورهای عربی به ویژه کشورهای خلیجی منطقه تضعیف می شود. این روند منجر به تسریع فرآیند ارتباط دولتمردان و مردم عراق و کشورهای عربی همسایه می شود و دست یابی به این هدف به کوشش های طاقت فرسای دو طرف نیاز دارد. به نظر می رسد اعتمادسازی و تعمیق آن مهم ترین این کوشش ها که باید در اولویت قرار بگیرد.
ترجمه شده از روزنامه الوطن


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت مرکز تحقیقات ایرانی خلیج عربی هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

د. محمد السلمي
رئيس مركز
x
تطبيق مركز پژوهش های ایرانی خلیج عربی
مركز پژوهش های ایرانی خلیج عربی
حمل التطبيق من المتجر الان