عوامل تعیین کننده موفقیت ایران در مسیر آشتی با کشورهای همسایه

https://rasanah-iiis.org/parsi/?p=1241

توسطد. محمد السلمي

بنده به عنوان یک شهروند خلیجی عادی و ساده به رژیم ایران یادآوری می کنم که جلب اعتماد مردم کشورهای خلیج با حسن نیت عملی میسر می شود؛ مردمی که دیگر از این همه وعده دروغین حالشان بهم می خورد.

بر کسی پوشیده نیست که حکومت ایران تا خود را درگیر کشمکش ها و جنگ ها نمود بحران های شدید درون مرزی و فرامرزی برای ایران به بار آورد. همزمان با آغاز به کار ترامپ در کاخ سفید فشارهای آمریکا بر ایران افزایش یافت. از این رو، حکومت ایران به تازگی از تمایل این کشور به گشایش و مصالحه با کشورهای عربی همجوار سخن می گوید. این امر در چندین پیام حسن روحانی رئیس جمهور ایران و نیز اظهارات محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در اجلاس داووس و نشست امنیتی مونیخ در هفته گذشته آشکار بود.
افزون بر این، حسن روحانی رئیس جمهور ایران در یک روز از دو کشور خلیجی یعنی پادشاهی عمان و کویت بازدید نمود که این خود، نشانه روشنی مبنی بر جهت گیری ایران به سوی ادعاهای خود که مبنی بر آشتی و گفت و گو با کشورهای همسایه است. و به این خاطر، در پی کشورهایی است که برای به نتیجه رسیدن تلاش هایش نقش میانجی ایفا کنند. کلیه این اقدامات در واقع، نشانه روشنی مبنی بر تمایل ایران به نزدیکی روابط با کشورهای عربی، به ویژه با کشورهای خلیج عربی است.
اگر از این اظهارات فرمالیته دیپلماتیک و سخنان زیبا و روحیه آشتی جویانه بگذریم و نگاهی به واقعیت های جاری بیندازیم و این پرسش مهمی را مطرح کنیم که: “چه تغییر ناگهانی و قابل توجهی را می توان در رویکرد واقعی ایران و رفتار این کشور در منطقه مشاهده کرد؛ به گونه ای که کشورهای منطقه با تمسّک به آن به این باور برسند که تهران، این بار، در بحث تلاش های آشتی جویانه خود جدی است؟” آنگاه، دیدگاه ما نسبت به این مساله ناچار تغییر خواهد کرد.
اما، پیش از پاسخ به این سوال باید به چهار سال پیش برگردیم و اظهارات حسن روحانی را در جریان تبلیغات انتخاباتی به یاد آوریم. روحانی پس از رسیدن به ریاست جمهوری هم با تکرار ادعاهای خود گفت که گشایش و بهبود روابط با کشورهای منطقه به شکل عام و پادشاهی عربستان سعودی به شکل خاص در صدر اولویت های سیاست خارجه دولت قرار دارد. روابط ایران و عربستان در دوره احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران رو به تیرگی گذاشت. روحانی اما اصلاح روابط با عربستان سعودی و گشودن فصل تازه ای از روابط دیپلماتیک و سیاسی با کشورهای جهان و منطقه را به منظور ایجاد فضای مناسب برای ایجاد جهش و تحول در کشور و سهیم شدن در گسترش امنیت عمومی در منطقه مطرح نمود!
اما تناقض اینجاست که رویکرد حسن روحانی در چهار سال گذشته، درست بر خلاف اظهاراتش بوده است. این رویکرد منجر به ایجاد تنش شدید و بی سابقه در منطقه شد. گفتار و کردار روحانی چه در خصوص مردم ایران و چه کل منطقه خاورمیانه، کاملا ناهمگون بودند. این امر از دو منظر آشکار و هویداست: در سطح داخلی، سطح معیشت شهروندان روند متداوم نزولی دارد و شاهد گسترش فقر و افزایش بیکاری و نقض حقوق بشر هستیم. رویکرد حکومت ایران ذره ای تغییر نکرده البته به جز در گفتار و اظهارات. سطح کیفی کردار رژیم ایران نیز با گذشته تفاوت چندانی ندارد. در سطح منطقه، روابط ایران با کشورهای منطقه روز به روز وخیم تر می شود. و اکنون به پایین تر سطح در تاریخ ایران سقوط کرده است. آشکارترین دلیل تیرگی روابط ایران و کشورهای همسایه حمله به سفارت عربستان، حمایت از گروه های تروریستی، یاری گرفتن از این گروه ها در جنگ های جاری در منطقه، چه در یمن یا عراق و سوریه است. خلاصه اینکه، روحانی به همان اندازه که به وعده های اقتصادی و معیشتی خود عمل نکرد در خصوص بهبود روابط با کشورهای عربی همسایه هم کاری از پیش نبرد.
همه می دانیم که روابط ایران با کشورهای فراوانی به ویژه آمریکا وارد مرحله جدیدی شده است؛ ترامپ پس از پیروزی در انتخابات اظهارات فراوانی علیه رژیم ایران عنوان کرده و تهران را بزرگ ترین حامی تروریسم در جهان خواند. تهران با توجه به این عوامل، حس می کند که دستاوردهای برجام و رویاهای پروژه های اقتصادی خارجی به زودی بر باد خواهد رفت. کما اینکه موضوع توسعه روابط میان واشنگتن و پایتخت های کشورهای خلیج بعد از سردی تقریبا هشت ساله در دوره اوباما برای تهران مشهود است. به گمان ایران، کم هزینه ترین راهکار برون رفت از رویکرد جدید آمریکا در اصلاح –موقت- روابط با کشورهای منطقه و انجام گفت و گو جهت خرید وقت و ارزیابی دولت جدید آمریکا و آزمودن میزان جدی بودن آن در رویکرد خود نسبت به تهران نهفته است.
به نظر بنده، فارغ از اینکه موضع خصمانه واشنگتن در خصوص نظام ولایت فقیه تا چه اندازه منسجم است، برای اعتماد به ادعاهای تهران مبنی بر گفت وگوی جدی با کشورهای خلیج عربی باید آنها را در عمل آزمود. در این دوره، باید با نادیده گرفتن همه حرف و حدیث ها، تنها به اقدامات عملی چشم دوخت و با توجه به میزان تغییر رفتار واقعی رژیم ایران گشایش و بهبود روابط تنظیم شود. البته، گام برداشتن ایران در مسیر اصلاح رویکرد و توقف مداخله جویی و حمایت از فرقه گرایی و تروریسم تنها شرط تحقق این اعتماد است.

چنانچه رژیم ولایت فقیه، در دو سطح انقلابی و نهادی، به تعهدات واقعی که بایستی در این زمینه بدهد پایبند نماند، بهبود روابط با این رژیم حاصلی نخواهد داشت، و چیزی جز حلقه نجاتی برای تهران نخواهد بود، و همه را به همان نقطه آغازین یعنی مقابله با اقدامات بی ثبات کننده ایران در منطقه و دوره پیش از عملیات “طوفان قاطعیت” بر می گرداند.
بنده به عنوان یک شهروند خلیجی عادی و ساده به رژیم ایران یادآوری می کنم که جلب اعتماد مردم کشورهای خلیج با ابراز حسن نیت عملی میسر می شود؛ مردمی که دیگر از این همه وعده دروغین حالشان بهم می خورد. مصلحت مردم ایران این است که پیش از گشایش روابط با کشورهای غربی با کشورهای منطقه روابط بهتری برقرار کنند. ایران در دوره پس از برجام بر روی این مساله شرط بندی کرد که اصلاح روابط با غرب، خود به خود، بهبودی روابط با کشورها و مردم منطقه را به همراه خواهد داشت که به شدت شکست خورد. از این رو، آیا رژیم ولایت فقیه حاضر به تغییر واقعی و تحول از رژیم انقلابی به یک حکومت عادی خواهد بود؟ حکومتی که بر پایه معاهده ها و توافقنامه های بین المللی با کشورهای همسایه خود رفتار کند؟ امیدوارم که پاسخ به این پرسش مثبت باشد، گرچه در تحقق این تغییر تردید دارم!

ترجمه شده از روزنامه الوطن


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت مرکز تحقیقات ایرانی خلیج عربی هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

د. محمد السلمي
د. محمد السلمي
رئيس مؤسسه بين المللى مطالعات ايران