کارنامه ايران در سال 2018، سود و زیان

https://rasanah-iiis.org/parsi/?p=1931

توسطد. محمد السلمي

سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷ خورشیدی)، سال بحران ها در ایران به شمار می رود، زیرا در همه عرصه های داخلی، منطقه ای و بین المللی در معرض فشارها و چالش ها قرار داشت. در آغاز این سال، تظاهرات واعتراضات گسترده ای ایران را فراگرفت که 80 شهر و روستا را دربر گرفت، و با شعارهایی از جنس ” نه به گرانی” شروع و به شعارهایی مبنی بر سرنگونی رژیم و کل ولایت فقیه ختم شد.

در عرصه داخلی: گرچه رژیم توانست این قیام را کنترل کند اما به علت ناکامی در حل ریشه ای بحران، اعتراضات صنفی ادامه یافت که برجسته ترین آنها، اعتراضات رانندگان کامیون ها و کارگران صنعت نیشکر احواز و اعتراضات کارگران، دانشجویان، معلمان و کسبه است. به اینها باید اعتراضات و تحرکات فعالان سیاسی و حقوقی اضافه کنیم که از قید و بندهای اعمال شده توسط رژیم در سپهر عمومی به تنگ آمده اند.
با افزایش خشونت در مناطقی که اقلیت ها – به ویژه در مناطق کردنشین، الاحواز و بلوچستان در جنوب شرق ایران – زندگی می کنند، بی ثباتی افزایش یافت، زیرا گروه های جدایی خواه به عناصری از ارتش و سپاه پاسداران حمله کردند و زیان های فراوانی به آنان وارد نمودند.
همزمان با بحران چند جانبه رژیم، صداهای انتقادی تندی از درون خود نظام شنیده شد که نسبت به خطر ادامه سیاست های رژیم هشدار می دهد. نمایانگر این گرایش، حسن خمینی و جریان دیگری است که می کوشد بحران را به سود شرایط انتخابات آینده به کار گیرد. دیگر نمونه این گرایش اصلاح طلبانه فائزه رفسنجانی است که نسبت به فروپاشی رژیم هشدار داد. اما سال 2018 پایان نیافته بود که آینده رژیم در مه غلیظی فرو رفت زیرا نامزد نخست جانشینی رهبر یعنی آیت الله هاشمی شاهرودی درگذشت.

در عرصه منطقه – اما – سطح بحران میان ایران و کشورهای همسایه اش افزایش یافت. نیز ایران در شماری از عرصه های منطقه ای در معرض فشارهای سنگینی قرار گرفت. ائتلاف حمایت از دولت قانونی یمن به رهبری عربستان سعودی توانست در این کشور به پیروزی هایی دست یابد و همزمان با آن، حضور ایران، چه در یمن وچه در منطقه دریای سرخ و تنگه باب المندب کاهش یافت. این کوشش ها در عراق باعث کاهش نفوذ ایران و گسترش نفوذ عرب ها شد ، و چالش های واقعی در برابر آینده نفوذ ایران در سوریه ایجاد کرد. برخی از کشورها روابطشان را با ایران قطع کردند، از جمله مراکش که رابطه اش با الجزایر هم تنش آلود شد، همچنین موریتانی و برخی از کشورهای آفریقایی. این کشورها به لیست بلندی از کشورهایی افزوده شدند که روابط دیپلماتیک خود را با تهران یا قطع کردند یا کاهش دادند.

در عرصه بین المللی: آمریکا برجام را به میزان زیادی با شکست مواجه کرد و در پایان سال همه تحریم ها را علیه ایران فعال کرد و تحریم های جدیدی را اضافه کرد. در نتیجه سیاست های دولت ترامپ، اغلب سرمایه گذاران موثر خارجی از ایران خارج شدند و اغلب کشورها از ترس تحریم های آمریکا، فعالیت ها و همکاری هایشان را با ایران متوقف کردند که زیان های دو چندان به اقتصاد کشور وارد کردند. و به رغم موضع اروپا مبنی بر ادامه برجام اما روابط میان ایران وکشورهای اروپایی تنش آلود است و آلمان و فرانسه و بریتانیا به سبب برنامه های موشک های بالستیک، قصد دارند تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کنند. افزون بر تنش ناشی از دست داشتن دیپلمات های وابسته به رژیم ایران در برنامه ریزی برای انفجار گردهمایی اپوزیسیون در پاریس و اتهام آنان به جاسوسی و عدم رعایت عرف و هنجارهای دیپلماتیک است که سبب شد آلبانی سفیر ایران و چند دیپلمات ایرانی را اخراج کند.
بر خلاف این بحران ها، رژیم توانست موفقیت هایی هم کسب کند. برخی از شرکت های کوچک اروپایی که وابسته به بازارهای آمریکا نیستند به فعالیت خود در ایران ادامه دادند. نیز معاف کردن هشت کشور از تحریم های نفتی ایران به مدت شش ماه به آنها فرصتی داد تا این صادرات صفر نشود. افزون بر آن، ایران حکمی علیه تحریم ها از دادگاه بین المللی لاهه دریافت کرد، اما این موفقیت ها مؤقتی، ناموثر و نمادین هستند.
به احتمال فراوان، با فرارسیدن سال 2019 میلادی رژیم ایران با فشارهای فزاینده ای رو به رو خواهد شد، به ویژه پس از آن که در قیاس با بهای ارز در بازار آزاد، بودجه سال ۱۳۹۸ به میزان تقریبا 50 درصد کاهش یافته است. ارقام این بودجه نشانگر سیاست های ریاضت کشانه در بخش های خدمات است، در حالی که سهمیه بودجه نهادهای موازی در قیاس با سال گذشته افزایش یافته است. همه اینها در حالی صورت می گیرد که شاهد افزایش بی سابقه قیمت ها (در برخی مناطق به حدود 44 درصد رسید) هستیم، همچنین افزایش 39 درصدی میانگین تورم و افزایش تعداد شهروندانی که زیر خط فقر زندگی می کنند که طبق اظهارات رسمی این افزایش به 50 درصد می رسد.
به اینها باید افزایش نرخ بیکاری دانش آموختگان را اضافه کنیم که بی گمان بر خشم مردم می افزاید و رژیم را درمعرض فشار قرار می دهد. بی گمان نارضایتی عمومی از بدتر شدن اوضاع اقتصادی فرصتی برای اپوزیسیون و نیروهای ملی و فعالان حقوقی و جنبش های زنان فراهم می کند تا مطالبات خویش را درهم آمیزند و به رژیم فشارهای بیشتری وارد کنند.
از سوی دیگر، رژیم پس از ناکامی روحانی و کاهش محبوبیتش و شکست برجام و از سرگیری تحریم ها علیه ایران و تهی شدن عرصه از رهبران مذهبی و سیاسی موثر بعد از درگذشت شاهرودی – واپسین شخصیت مهم مذهبی مرتبط با انقلاب – بیش از پیش زیر تاثیر سپاه پاسداران قرار خواهد گرفت. نیز جایگاه سپاه تحکیم خواهد یافت زیرا نقش مهمی در بحران های داخلی و خارجی رژیم دارد و این نقش بیشتر تقویت خواهد شد، زیرا رژیم برای کنترل اوضاع داخلی و در برنامه هایش برای چیرگی بر تحریم ها و به ویژه تحریم های نفتی و مالی بر سپاه اتکا خواهد کرد. این امر به گسترش نقش سپاه، نه تنها به زیان اصلاح طلبان بلکه به زیان محافظه کاران نیز خواهد انجامید و در صورت فوت خامنه ای – که از مشکلات جسمی واقعی رنج می برد – سپاه پاسداران خواهد کوشید تا خلاء سیاسی را پر کند و با یک کودتای نرم نظامی به قدرت دست یابد وطی آن یک شخصیت مذهبی را برای جانشینی خامنه ای در معرض دید مردم قرار دهد که در پشت پرده توسط سپاه اداره خواهد شد.
از سوی دیگر با توجه به گرایشات رادیکالی سپاه پاسداران و افزایش بودجه این نهاد نظامی، احتمال بدتر شدن بحران های منطقه ای می رود، زیرا رژیم ایران بر نفوذ خویش در منطقه به عنوان کارت فشار جهت رویارویی با چالش های داخلی و خارجی استفاده می کند تا پس از آن بر میزان سرمایه گذاری اش در جنگ های نیابتی شبه نظامیان تابعش بیفزاید وبه این وسیله عرصه را آشفته کند و نبرد خویش را خارج از مرزهایش نگه دارد.
همان گونه که با شعار “نه سوریه نه لبنان، جانم فدای ایران… و سوریه را رها کن فکری به حال ما کن” طرح منطقه ای ایران، مشروعیت خود را در داخل از دست داد، به مرور زمان انگیزه های حضورش در عرصه منطقه ای نیز از میان خواهد رفت، زیرا کوشش های عربی و بین المللی برای ثبات دوباره کشورهای منطقه در حال انجام است. نیز خطر داعش به میزان فراوانی کاهش یافته است و حکومت های عراق و سوریه و یمن در حال بازیابی قدرت و چیرگی خود هستند و پادشاهی عربستان سعودی و هم پیمانانش در صدد ایجاد یک شبکه امنیتی منطقه ای گسترده وچند جانبه هستند که عرصه های اساسی و اصلی جهان عرب را در برگیرد. افزون بر آن، فشارهای داخلی رژیم ایران را وادار خواهد کرد تا برای خروج از بحران، امیتازاتی در منطقه بدهد.
در عرصه بین المللی – اما – می توان گفت سال۱۳۹۸ شاهد آزمایش مهمی برای استراتژی فشارهای حداکثری دولت ترامپ خواهد بود. و به رغم دستاوردهای ایران از عقب نشینی آمریکا از سوریه و حتی افغانستان، شرط بندی ترامپ بر روی تعدیل رفتار ایران اساسا با آینده سیاسی اش پیوند دارد و به چالش کشیدن استراتژی اش توسط ایران، برای او مساله ای سرنوشت ساز خواهد بود. در نتیجه گرچه عقب نشینی هایش با دکترینش درباره کاهش نیروهای نظامی آمریکا در خارج ارتباط دارد اما طبق همین دکترین، موضوع دخالت در شرایط ضروری را بعید نمی داند، به ویژه آن که حضور آمریکا در عراق و منطقه به طور کل همچنان موثر است و شمار سربازان آمریکایی نزدیک به مرزهای ایران به شکلی قابل ملاحظه رو به افزایش است.
به طور کلی با فرارسیدن مارس آینده (بهار ۱۳۹۸ خورشیدی)، سیاست های دولت ترامپ نسبت به معافیت های ویژه صادرات نفت ایران مشخص خواهد شد. این امر می تواند منجر به وخیم تر شدن همه بحران های داخلی و خارجی رژیم ایران شود. این رژیم کاری برای حل بحران ها انجام نمی دهد بلکه آنها را اداره می کند و تا سال 2020 میلادی (۱۳۹۹ خورشیدی) به عامل زمان دل بسته و امیدوار است در آمریکا دولتی جدید با گرایش های متفاوت سرکار آید، زیرا که رژیم ایران ایالات متحده آمریکا را علت بحران ها می داند. گرچه نوه خمینی معتقد است که اساس بحران در داخل است و نه در خارج؛ واین همان چیزی است که مردم در شعارهایشان می گویند ” دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست”.

منبع: عرب نیوز


مسئولیت نوشته ها به عهده خود نویسنده است وسایت موسسه بین المللی مطالعات ایران هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

د. محمد السلمي
د. محمد السلمي
رئيس مؤسسه بين المللى مطالعات ايران