معرفی سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی توسط آمریکا: دلالت ها و واکنش ایران

پیشگفتار
ایالات متحده آمریکا در ۱۹ فروردین ۱۳۹۸ سپاه پاسداران را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کرد و نامش را به لیست سازمان های تروریستی وزارت خارجه آمریکا افزود. هدف از این اقدام واشنگتن و تحریم های کنونی، تصحیح رفتار رژیم ایران است. بی گمان این اقدام برای رژیم ایران پیامدهایی خواهد داشت و باعث واکنش هایی خواهد شد که تنش میان دو کشور و کل منطقه را افزایش خواهد داد.

نخست: هدف های آمریکا
رفتارهای تروریستی انجام شده توسط سازمان های نظامی و امنیتی وابسته به سپاه پاسداران که به ناامنی و بی ثباتی در منطقه انجامیده است، عملیات ترور مخالفان در داخل و خارج خاک ایران، روابط درهم تنیده سپاه پاسداران با دیگر سازمان های تروریستی مثل داعش و القاعده، ومدیریت موسسات اقتصادی حامی تروریسم جهانی، باعث شد ایالات متحده آمریکا سپاه پاسداران را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کند، تا در لیست سیاه سازمان های تروریستی قرار گیرد، و این تصمیم از ۱۵ آوریل ۲۰۱۹ میلادی (۲۶ فروردین ۱۳۹۸ خورشیدی) اجرا شود.
اقدام تنش زای دولت آمریکا در حالی صورت می گیرد که آمریکا در نیمه اول ماه مه سال 2019 میلادی (اردیبهشت ۱۳۹۸ خورشیدی) با پایان دادن به معافیت های نفتی اعطا شده به هشت کشور، برای مرحله جدید تحریم ها و فشار بر رژیم ایران آماده می شود. از این رو، معرفی سپاه پاسداران به عنوان یک گروه تروریستی با تحریم هایی که توسط دولت ترامپ در جهت اصلاح رفتار رژیم ایران اعمال می شود همسویی دارد.
بی گمان ، آمریکا اهمیت هدف گرفتن قوی ترین نهاد رژیم ایران را درک کرده است. نهادی که نقش بارزی در حمایت از استراتژی مواجهه رژیم ایران با استراتژی آمریکا – چه در داخل ایران و چه در خارج آن – دارد.
فراموش نکنیم که آمریکا طی ماه های اخیر در چندین محور دیگر نیز بر ایران فشار آورده است. وزارت خزانه داری این کشور از طریق ردیابی برخی موسسات مالی ترکیه و امارات که با سپاه پاسداران تعامل دارند فشارهای خود را برای ممانعت از چیرگی ایران بر تحریم های مالی بیشتر کرده است. نیز ایالات متحده آمریکا شماری از گروه ها و شبه نظامیان وابسته به ایران در عراق و سوریه را در لیست تروریسم قرار داده است. به عنوان مثال شبه نظامیان زینبیون و فاطمیون در سوریه و نجبا در عراق در فهرست تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا قرار گرفتند.
همچنین دولت آمریکا در نظر دارد تا ضمن تفاهم با کشورهای معاف شده جهت کاهش واردات نفت از ایران، صادرات نفت این کشور کاهش یابد. عملا واردات نفتی برخی از این کشورها از ایران متوقف شده است. آمریکا به دو کشور مالزی و سنگاپور – مشرف بر تنگه مالاکا – گوشزد کرده تا مراقب نفتکش های ایران باشند که از این تنگه می گذرند و به سوی چین و کشورهای شرق آسیا می روند. افزون بر آن، امضای توافق استراتژیک با پادشاهی عمان است که به آمریکا قدرت بیشتری می دهد تا تحرک نیروهای دریایی ایران را در دریای عرب و اقیانوس هند و دریای سرخ متوقف سازد. از این رو، معرفی کردن سپاه پاسداران به عنوان یک گروه تروریستی در راستای این رویکرد فراگیر و جدی قرار دارد.
اما باید به این نکته توجه داشت که دولت آمریکا یک نیروی نظامی رسمی کشور دیگر را در فهرست گروه های تروریستی قرار داده است. این ارگان از همکاری های نظامی در عرصه بین الملل برخوردار است. سپاه زنجیره ای از موسسات اقتصادی را در اختیار دارد که بر بخش تولید در ایران تسلط دارند. سپاه نیروی دریایی در آب های بین المللی دارد که برای کشتی های آمریکایی دردسر ایجاد می کنند. نیروی دریایی سپاه ضمن مشارکت در مانورهای دریایی مشترک بین المللی با نیروی دریایی برخی کشورها همکاری می کند. این نهاد به عنوان یک قدرت نظامی فرامرزی در بسیاری از مناطق درگیری در منطقه مطرح است. سپاه کارت هایی برای ایجاد آشوب در اختیار دارد. بازوهای اطلاعاتی سپاه در نمایندگی های دیپلماتیک ایران و مراکز فرهنگی و مذهبی در جهان فعالیت می کنند. این تشکیلات احتمالا در برخی مناطق مشکلات امنیتی ایجاد خواهند کرد.
آشکار است که آمریکا برای این رشته از رویارویی ها آماده شده است. نشانه های اولیه آن با وادار کردن کشورهای اروپایی برای رویارویی با فعالیت های اطلاعاتی سپاه پاسداران در خاک اروپایی ها و هشدار به همپیمانان آمریکا در شرق آسیا آشکار شده است. دولت آمریکا در نظر دارد این کشورها کوشش های فزون تری برای کنترل عملیات حمل و نقل نفت ایران انجام دهند. همزمان با آن، استقرار دوباره و حضور زمینی و دریایی نیروهای آمریکایی و نیز کوشش برای کاهش حضور این نیروها در مناطق پیرامون ایران همچون سوریه و افغانستان توسط دولت آمریکا انجام شده است. به ویژه اینکه شمار نیروهای آمریکایی در سوریه و افغانستان کم است. به اینها اضافه کنیم استقرار تجهیزات دریایی استراتژیک همچون کشتی های هواپیمابر و زیردریایی های اتمی در نزدیکی خاک ایران در کرانه های عمان که در تیررس قایق های موشک انداز وابسته به سپاه پاسداران در خلیج عربی قرار ندارند.

دوم: پیامدهای تروریستی خواندن سپاه پاسداران
در واقع، آمریکا قبل از این اعلام، با سپاه پاسداران به عنوان گروه تروریستی برخورد کرده است. دولت آمریکا طی سال های اخیر، ده ها فرد و نهاد و شرکتی را که با سپاه پاسداران همکاری کرده اند تحریم کرد. سپاه قدس – یکی از بازوهای نظامی سپاه پاسداران و مسئول عملیات برون مرزی – از سال ۲۰۰۷ میلادی (۱۳۸۶ خورشیدی) در فهرست تروریسم قرار دارد.
اما با این حال می توان گفت معرفی سپاه به عنوان یک گروه تروریستی توسط دولت آمریکا، شدیدترین برخورد با یکی از نهادهای عمده رژیم ایران است. دولت آمریکا برای نخستین بار نیروی نظامی یک کشور خارجی را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی می کند. این به معنای آن است که آمریکا در صدد اعمال فشارهای قوی تری علیه ایران است تا با اجرای اقداماتی نیرومند موجب اصلاح سیاست های این کشور شود. دولت آمریکا تلویحا به احتمال رویارویی مستقیم با سپاه پاسداران در صورت لزوم اشاره می کند. اقدام آمریکا در تروریستی خواندن سپاه می تواند توجیه گر این گزینه باشد.
طبیعتا فرض بر این است که محدودیت ها و تحریم هایی علیه سیاست های سپاه پاسداران و فرماندهان آن و نیز تحریم هایی علیه افراد و نهادهای همدست با سپاه از طریق این اقدام اعمال گردد. تصمیم آمریکا می تواند به بلوکه شدن دارایی ها و املاک و شرکت ها و تعطیلی طرح های وابسته به سپاه منجر شود. به ویژه آن که سپاه پاسداران نقش سیاسی و اقتصادی گسترده ای دارد. به اینها نقش امنیتی و نظامی سپاه در داخل و خارج را هم باید اضافه کنیم. به عبارتی، این اقدام بر فعالیت های سپاه پاسداران تاثیر می گذارد و فعالیت های نظامی و مدنی اش را با دشواری هایی دو چندان رو به رو می کند.
دولت آمریکا با قرار دادن سپاه در فهرست گروه های تروریستی سیاست راهبردی خود را برای تغییر رفتار رژیم با فشارهای بی سابقه به پیش خواهد برد. این اقدام بر جایگاه یکی از مهمترین دستگاه هایی تاثیر می گذارد که نقش بارزی در حمایت رژیم در داخل و گسترش طرح و نفوذ خارجی اش دارد. نیز توان سپاه پاسداران را جهت استمرار سیاست های دور زدن تحریم ها – به ویژه قاچاق نفت و مدیریت معاملات مالی با خارج – محدود می کند.
در سطح منطقه، معرفی سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی، قید و بندهایی را روی تحرک نیروها و مستشاران و نیز عناصری که در برخی از عرصه های منطقه نقش آفرینی می کنند اعمال خواهد کرد. لذا کشورهایی که با سپاه پاسداران همکاری می کنند در معرض تحریم های آمریکا قرار خواهند گرفت. شصت و هفت سازمان تروریستی دیگر در فهرست تروریسم قرار گرفتند که اغلب روابط استواری با سپاه پاسداران دارند.
این اقدام دشواری های واقعی برای سپاه به ویژه در برخی از کشورها مثل عراق ایجاد خواهد کرد. سپاه نقش بارزی در برخی کشورها بازی می کند. از این رو، پرسش هایی درباره چگونگی تفاهم آمریکا و ایران پیرامون حضور سپاه در این کشورها و پیامدهای همکاری این کشورها با سپاه پاسداران مطرح می شود. به عنوان مثال، آیا این تصمیم آمریکا موجب مشکلات امنیتی در عراق نمی شود؟ آیا این تصمیم موجب تنش آفرینی نمی شود و تنش نظامی پیش بینی نشده ایجاد نمی کند؟ دو قدرت نظامی که یکدیگر را تروریست می دانند در مناطق تماس – همچون خلیج عربی و برخی کشورهای منطقه و مرزها و گذرگاه های آبی اش – چه رویکردی در پیش خواهند گرفت؟
بی گمان، ایران و آمریکا باید سیاست های متناسب با این تصمیم اتخاذ کنند تا تنش کنونی به سمت رویارویی نظامی در هیچ یک از کشورهای منطقه کشیده نشود. در غیر این صورت، ما با مشکل حتمی روبرو خواهیم بود.
البته ایران چنین رویکردهایی را پیش بینی می کرد. از این رو، برنامه راهبردی نظامی حکومت ایران در منطقه بر مبنای ایجاد شبه نظامیان محلی یا جذب شیعیان غیر ایرانی برای انجام عملیات نظامی برون مرزی استوار شده است. شمار محدودی مستشاران و نظامیان سپاه قدس و سپاه پاسداران در کشورهای منطقه حضور دارند. ایران تلاش کرد تا با تغییر ساختار جمعیتی، شبه نظامیان و تشکیلات تابع خود را بومی کند و آنها را در سازمان های نظامی قانونی کشورهایشان ادغام کند. به عنوان مثال می توان به حشد شعبی عراق و شبه نظامیان شیعه در سوریه اشاره کرد.

سوم: گزینه های رژیم ایران
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در اولین واکنش رسمی ایران به اقدام دولت آمریکا در معرفی سپاه به عنوان گروه تروریستی به حسن روحانی رییس جمهور ایران پیشنهاد داده تا فرماندهی مرکزی آمریکا در فهرست گروه های تروریستی قرار بگیرد. شورای امنیت ملی ایران در واکنش به پیشنهاد ظریف نیروهای آمریکایی در منطقه را در فهرست تروریسم قرار داد. فرمانده سپاه گفت نیروهای آمریکایی دیگر آرامش امروز را نخواهند داشت. پرزیدنت روحانی تلویحا اعلام کرد که ایران غنی سازی را از سر می گیرد.
ظاهرا اظهارات و اقدامات ایران جنبه عملی ندارند. حکومت ایران تلاش می کند تا با این گفته ها آبروی خود را حفظ کند. مقام های ایران همواره با اقدامات مشابه دولت آمریکا چنین گفتمانی در پیش می گیرند که اغلب عملی نمی شود.
بی تردید رژیم ایران در معرض چالش واقعی قرار گرفته است. این اقدام بیانگر فشار جدی و بی سابقه دولت آمریکا بر رژیم ایران به حساب می آید. اینکه تروریستی خواندن سپاه در عمل تا چه اندازه موثر خواهد بود به فعالیت های سپاه بستگی دارد. حکومت ایران با احتیاط به اقدام آمریکا نگاه می کند و گزینه های احتمالی او در واکنش به آن عبارتند از:

گزینه اول: تهدید تبلیغاتی و جذب پیامدهای این اقدام
گزینه اول این است که ایران تنها به اظهارات تند و تیز و حمله لفظی به دولت آمریکا بسنده کند. حکومت ایران چنین رویکردی را در واکنش به چندین حمله پیاپی اسرائیل به تاسیسات نظامی اش در سوریه در پیش گرفت. در این راستا، حکومت ایران از اقدام آمریکا برای ایجاد اتحاد میان گروه های داخل کشور بهره برداری می کند. جریان رهبری و سپاه در این زمینه تصمیم گیری می کنند. این مساله در اظهارات چند هفته اخیر خامنه ای به خوبی مشهود بود. او گفت که رژیم و جامعه ایران باید برای یک دوره دشوار آماده شوند. حاکمیت و سپاه همواره در موارد مشابه به تنش زایی و اظهارات تند روی آوردند اما از انجام اقدامی بی پروا مثل حمله نظامی یا حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه خودداری کردند. چنین رویکردی به عنوان اعلام جنگ تلقی می شود و هزینه آن برای رژیم ایران غیر قابل تحمل است.

گزینه دوم: افزایش تنش حساب شده و آزمودن جدّیت آمریکا
سپاه پاسداران در واکنش به اقدام آمریکا، احتمالا رویکردی در پیش می گیرد که از تهدید شروع می شود و به انجام عملیات تروریستی و خرابکارانه غیر مستقیم علیه منافع آمریکا و متحدانش در منطقه ختم می گردد. احتمال تهدید به بستن تنگه هرمز و حمله به کشتی های در حال تردد و نفتکش ها در خلیج یا نیروهای آمریکایی در منطقه یا حملات سایبری به نهادهای اقتصادی و سیاسی و امنیتی از سوی سپاه دور از ذهن نیست.
اما این اقدامات حساب شده خواهند بود تا جایی که واکنش نظامی آمریکا را به دنبال نداشته باشند. واکنش سپاه تنها پیامی برای آزمودن دولت ترامپ خواهد بود و آیا اینکه ترامپ چه مقاصدی از این اقدام داشته. سپاه همچنین به دنبال این خواهد بود تا این تصمیم را بی معنا جلوه دهد و واقعیت حضور خود را ثابت کند.
با این اوصاف، حکومت ایران از تنش آفرینی خودداری کرده و تلاش می کند تا پای خود را از مرز غیر قابل قبول آمریکا فراتر نگذارد. چه اینکه ایران با تنش آفرینی بیش از حد دستاوردی کسب کند احتمال بسیار ناچیزی است. جنگ فراگیر یا حتی محدود منجر به فروپاشی کامل رژیم می شود چرا که نتیجه چنین نبردی به سود نیروهای آمریکایی خواهد بود.
گزینه سوم: ادغام سپاه در ارتش
ادغام سپاه در تشکیلات رسمی ارتش هزینه معنوی هنگفتی برای ایران دارد اما منجر به حل بسیاری از مشکلات حکومت در داخل و خارج می شود. این اقدام به تغییر افکار جامعه بین الملل به نفع ایران می انجامد و کشور را از چنگال تحریم های حال و آینده نجات می دهد و نیز پایانی خواهد بود بر دو گانگی ارتش و سپاه در قالب نهاد نظامی ایران. نفوذ و سیطره سپاه بر اقتصاد نیز کاهش می یابد. اما این گزینه دور از ذهن است چرا که سپاه هم اکنون بر کلیه عرصه سیاسی ایران تسلط دارد. این گزینه از نظر سپاه غیر قابل قبول است. گفتمان رژیم حاکم درباره تصمیم گیری مستقل و توان رویارویی، بر اثر ادغام این دو نهاد دستخوش تزلزل می شود.

گزینه چهارم: گرایش به تفاهم با آمریکا
اقدام دولت آمریکا برای معرفی کردن سپاه به عنوان گروه تروریستی خبر تکان دهنده ای برای رژیم ایران است. این تصمیم بر افکار عمومی نیز تاثیر خواهد داشت. مردم همواره خواستار کاهش نقش آفرینی برون مرزی سپاه بودند. شرایط اقتصادی ایران نیز بر اثر تصمیم اخیر دولت آمریکا بدتر خواهد شد. چیزی که به بدتر شدن اوضاع داخلی و احتمال بی ثباتی می انجامد. حالا نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج کشور فرصتی برای افزایش فشار به رژیم خواهند داشت. همه این عوامل شاید حکومت ایران را در مسیر گفتگو و جلوگیری از تنش با دولت آمریکا قرار دهند و گفتگو پیرامون مشکلات مطرح شده توسط ترامپ درباره رفتار ایران آغاز شود.
رژیم ایران می داند که با پذیرش گفتگو در موضع ضعف قرار می گیرد و شاید مجبور به دادن امتیازات کلان و سنگینی شود. به همین خاطر شاید حکومت ایران به تنش زایی در برخی مسائل و گفتگو برای رسیدن به توافقی روی آورد. رژیم ایران به دنبال این خواهد بود تا با این توافق بازنده بزرگ نباشد.
البته این گزینه با رویکرد وقت کشی و گرفتن فرصت از دولت ترامپ همراه است. اما این رویکرد به دنبال اعمال تحریم های آمریکا ظاهرا بی اثر شده است. دولت ترامپ در حال سخت گیری بیشتری در زمینه تحریم نفتی و معاملات مالی بین المللی ایران است. اروپایی ها هم برای فشار بر ایران از عامل زمان استفاده می کنند و در اجرای وعده تعلل می کنند. به نظر می رسد رویکرد اروپایی ها عمدا یا غیر عمد به نفع سیاست دولت ترامپ است.
گزینه مرجح این است که رژیم ایران اقدام آمریکا را اداره کرده و برای آخرین بار به خرید وقت روی می آورد. رژیم ایران میزان قاطعیت آمریکا و اصرار دولت ترامپ برای تحمیل شروط بر ایران را می آزماید. ایران در عین حال به شکل موردی با اقدامات واقعی تنش زای آمریکا -چه در عرصه سیاسی، نظامی و اقتصادی- برخورد می کند. به این شکل ایران می خواهد به آمریکا القا می کند که تنش زایی بی هزینه نخواهد بود. البته برخورد با یگان های سپاه مستقر در نزدیکی نیروهای آمریکایی در خلیج عربی به عنوان گروه تروریستی دور از ذهن است.
تنش آفرینی آمریکا علیه ایران با تحریم های اقتصادی آغاز شده و این تحریم ها مکمل تحریم های جامع تر این کشور علیه ایران هستند. البته دولت آمریکا باید درباره اینکه آیا مسئولان سپاهی که پست های دیپلماتیک و دولتی در ایران دارند هم مشمول تحریم هستند و همانند اعضای گروه تروریستی با آنها برخورد می شود یا خیر توضیح دهد. پرسش دیگری که مطرح می شود این است که آیا کشورهایی که با سپاه همکاری نظامی -چه آموزشی و چه تسلیحاتی- دارند به عنوان کشورهای حامی گروه تروریستی معرفی می شوند؟
گرچه معرفی کردن سپاه به عنوان گروه تروریستی اقدام مهمی برای جلوگیری از اقدامات تروریستی سپاه پاسداران ایران است اما قابلیت این اقدام در متوقف کردن فعالیت های تروریستی سپاه به رویکردهای اجرایی بعدی بستگی دارد. بی گمان سپاه از این پس در معرض فشار شدید قرار می گیرد و بخش قابل ملاحظه ای از توان و قابلیت های خود را برای فعالیت های برون مرزی از دست می دهد.

موسسه بين المللى مطالعات ايران
موسسه بين المللى مطالعات ايران
موسسه بين المللى مطالعات ايران